تبلیغات فیک‌ها درباره پهلوی اول پوچ است – نیوز



بازتاب خبر news.ir

به گزارش مشرق، روزهایی که بر ما می‌گذرد، تداعی‌گر سالمرگ رضاخان در ژوهانسبورگِ آفریقای جنوبی است. هم از این روی و در بازخوانی واپسین برگ از دفتر حیات وی، با علی‌اکبر رنجبر کرمانی پژوهشگر تاریخ معاصر به گفتگو نشسته‌ایم. امید آنکه تاریخ‌پژوهان دوران پهلوی اول و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

به عنوان نخستین پرسش بفرمایید حقیقتاً آن‌طور که امروز سلطنت‌طلبان وانمود می‌کنند، پهلوی اول و دوم در زمان خودشان محبوب بوده‌اند؟ علاوه بر آن روایاتی که در این زمینه بیان می‌شود چقدر مبتنی بر واقعیت است؟

قبل از هرچیز باید بگویم ۹۹ درصد مطالبی که در فضای مجازی منتشر می‌شود، اصلاً ارزش ندارد که انسان وقت بگذارد و به آن‌ها پاسخ بدهد. البته پاسخ دادن به مزخرفاتی که این عده در فضای مجازی پخش می‌کنند هم با کمی استدلال و منطق، به راحتی میسر است. پهلوی‌ها از همان اول روی کار آمدن‌شان منفور بودند، نه اینکه تازه در شهریور ۱۳۲۰ یا سال ۱۳۵۷ منفور شده باشند.

رضاخان که سر کار آمد، آن‌هایی که به اوضاع و سیاست‌های انگلستان آگاهی داشتند با او مخالف بودند، اما غرب‌زده‌ها که تصور می‌کردند او ممکن است کاری برای کشور انجام دهد با او موافق بودند. اما کلاً موافقت آن عده هم با رضاخان در همان یکی دو سال اول بود، چون بعداً همه فهمیدند که با چه جانور منفوری طرف هستند. رضاخان ۲۰ سال با ظلم مطلق و نفرت کامل مردم از او بر ایران حکومت کرد.

حتی وضع اقتصادی و معیشتی مردم ایران در سال‌های پایانی سلطنت رضاخان که به قول خودشان اوج ترقی حکومت رضاشاهی بود، به گونه‌ای بود که تهران دچار کمبود نان شد و می‌گفتند ممکن است ایران دچار قحطی هم بشود. این شرایط مربوط به زمانی است که هنوز متفقین به ایران نیامده بودند. وزیر مختار امریکا در گزارش سال ۱۳۱۹ خود می‌نویسد: «دستمزد کارگران کفاف نان خالی آن‌ها را هم نمی‌دهد.» یعنی در دوران اوج حکومت رضاشاه کارگری که در کارخانه او کار می‌کرد، دستمزدش برای خرید نان هم کفایت نمی‌کرد.

از طرفی اگر از نفرت مردم در دوره رضاخان فیلم و عکس زیادی در دست نیست ولی از دوره پهلوی دوم کیلومترها فیلم وجود دارد که نشان می‌دهد چقدر این فرد در نظر مردم منفور بوده است. نفرت مردم از این فرد به قدری بوده که وقتی او را با تیپا از ایران بیرون انداختند، از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختند. بعد از آن هم این آدم را در هیچ جای دنیا راه ندادند.

هرچند در پاناما نشست و مصاحبه کرد که اکثر مردم ایران طرفدار من هستند! اصلاً چنین ادعاهایی ارزش جواب دادن ندارد چراکه با کمترین مراجعه به اسناد و تصاویر و فیلم‌های باقی مانده از آن دوران می‌توان پاسخ بسیاری از این لاطائلات را داد.

به بحث اصلی‌مان که روزهای پایانی حکومت رضاخان است برگردیم. حمله متفقین در شهریور ۱۳۲۰ معطوف به ملت ایران بود یا در جهت برکنار کردن رضاخان از سلطنت صورت گرفت؟

هیچ‌کدام. چراکه ملت ایران درگیر جنگ نبودند بنابراین متفقین هم با ملت ایران کاری نداشتند. متفقین در واقع فقط می‌خواستند خاک ایران و راه‌آهن ایران تحت تصرف آن‌ها باشد. علتش هم این بود که اگر خاک ایران و راه‌آهن ایران به دست متفقین نمی‌افتاد، هیتلر پیروز جنگ می‌شد و شوروی و امریکا و انگلیس و دیگر کشورها را می‌بلعید. بنابراین در چنین شرایطی مرگ و زندگی متفقین به مویی به نام خاک ایران بند شده بود. ناگفته نماند که تاریخ مصرف رضاخان هم در آن روزگار برای انگلستان تمام شده بود.

از چه جهت تاریخ مصرف رضاخان برای انگلیسی‌ها تمام شده بود؟

با توجه به خفقان و استبداد حاکم بر جامعه، رضاخان منفور ملت ایران بود و انگلستان پی بهانه می‌گشت که از شرّ این عامل منفور خودش راحت شود. روس‌ها هم همین نظر را نسبت به رضاخان داشتند، اما امریکایی‌ها، چون هنوز بر شرایط ایران اشراف نداشتند، تابع نظر آن دو متحد خود بودند. صادق هدایت در کتاب «حاجی‌آقا» کاملاً فضای آن روز ایران را به تصویر می‌کشد.

در کتاب «شهریور ۲۰» که من مدتی قبل آن را ترجمه کرده‌ام، هم علل برکناری رضاخان توسط انگلستان آمده است. در واقع همان‌طور که اشاره کردم، چون انگلیسی‌ها یک ایران امن می‌خواستند که کاملاً تحت سلطه خودشان باشد، متوجه شدند تحولات سیاسی که اتفاق می‌افتاد و وجود رضاخان، عامل ناامنی در ایران است. از طرف دیگر به‌خاطر آنکه آبروی انگلستان در ماجرای کودتای ۱۲۹۹ و آوردن رضاخان رفته بود، احتیاج داشت که در این زمان با ملت ایران همدردی کند. بنابراین با رفتاری در این دوران از سوی مردم مواجه هستیم که بسیار قابل توجه است.

زمانی که ارتش امریکا به عراق آمد، مردم عراق دمار از روزگار این ارتش خارجی درآوردند، در حالی که ارتش امریکا به آن‌ها خدمت کرده و شرّ دیکتاتوری مثل صدام را از سر آن‌ها کوتاه کرده بود، اما رضاخان به قدری نزد ملت منفور بود که مردم ایران راضی بودند ارتش انگلستان وارد کشور شود و رضاخان را از سلطنت بردارد، آن‌ها هم هیچ مقاومتی در برابر این ارتش بیگانه نداشته باشند. خوشحالی مردم ایران در آن دوران هم در تاریخ گزارش شده است و مسئله‌ای نیست که تنها من بگویم. به عنوان مثال خبرنگار امریکایی در تهران همه این موارد را ضبط و در کتاب «شهریور ۲۰» آورده است.

این خبرنگار در آن گزارش اظهار تعجب می‌کند که مردم ایران چرا این‌قدر از رفتن رضاشاه خوشحال هستند. باید از کسانی که دائم از خدمات رضاشاه صحبت می‌کنند، پرسید سند و مدرکشان برای این گفته چیست؟ چراکه رضاشاه طبق اسناد موجود یک دزد سرگردنه بوده است.

پس از برکناری رضاخان، انگلیسی‌ها چه گزینه‌هایی را برای سلطنت ایران در نظر داشتند و چرا نهایتاً به سلطنت پهلوی دوم رضایت دادند؟

روس‌ها قبلاً به آقای محمد ساعد مراغه‌ای، سفیر ایران در مسکو گفته بودند ما رضاشاه را از ایران بیرون می‌کنیم و بعد از آن تو می‌توانی رئیس‌جمهور ایران شوی، اما ساعد که از رجال استخواندار و قدیمی بود، دوراندیشی کرد و این پیشنهاد انگلیسی‌ها را نپذیرفت. البته بعدها ساعد مراغه‌ای در اواخر عمرش این موضوع را در مصاحبه‌ای فاش کرد. گزینه دیگری که انگلیسی‌ها بعد از بیرون کردن رضاشاه از ایران قصد روی کار آوردنش را داشتند، محمدعلی فروغی بود.

به همین روی به محمدعلی فروغی اصرار کردند که بیاید و رئیس‌جمهور ایران شود، اما او هم نپذیرفت. چون بر اساس همان افکار قدیمی اریستو کراتیک خودش، اضمحلال سلطنت را صلاح نمی‌دانست و معتقد بود جمهوری باعث هرج و مرج در کشور می‌شود.

به هر حال می‌شود گفت فروغی پیرمرد بی‌حالی بود که از جمهوری واهمه داشت بنابراین به انگلیسی‌ها اصرار کرد که محمدرضا پهلوی را برای سلطنت نگه دارند. این اتفاقات در فاصله سوم شهریور تا ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ که رضاشاه از کشور خارج شد، روی داد.

رضاشاه هم که می‌دانست کارش تمام است به این و آن متوسل می‌شد که جان خودش و پول‌هایش را حفظ کند. او حتی در آن دوران می‌خواست برود و به سفارت انگلستان پناهنده شود. این نکته‌ای است که آقای دکتر مجد در کتابش به آن اشاره کرده است. علاوه بر آن پدر علی قوام (پدر داماد رضاخان) که به انگلیسی‌ها نزدیک بود، آن روزها همیشه دم دست رضاخان بود که به وسیله او رضاخان بتواند مذاکراتش را با انگلیسی‌ها ادامه دهد.

هرچند در این فاصله دولت انگلستان با محمدحسن میرزا، آخرین ولیعهد قاجار در لندن نیز تماس گرفت و حتی می‌خواستند با بیرون کردن رضاخان دوباره قاجارها را سر کار بیاورند. قاجارها حمید میرزا را کاندیدا کرده بودند، اما چون از بچگی در انگلستان بزرگ شده بود، اصلاً فارسی بلد نبود. بنابراین وقتی که نماینده سرویس اطلاعاتی انگلستان با حمید میرزا صحبت کرد، به کلی از او مأیوس شد، چون دید که بعید است چنین فردی صلاحیت پادشاهی داشته باشد. البته حمید میرزا بعدها به ایران آمد و حتی در دوره انقلاب هم در ایران بود. البته آن موقع فارسی می‌دانست و در یکی از شرکت‌های نفتی کار می‌کرد.

برآیند همه این‌ها این شد که محمدرضاشاه را نگه دارند. از اینجا به بعد حسین فردوست که آن موقع ستوان بود، رابط محمدرضاشاه با نمایندگان سرویس اطلاعاتی انگلستان می‌شود که شرح این‌ها را در کتاب خاطراتش آورده است. به عنوان نمونه آلن ترات، نماینده سرویس اطلاعاتی انگلستان در تهران از طریق فردوست به شاه پیغام می‌دهد که: «یک وقت فکر نکنی شاه هستی یا پدرت شاه بود. پدرت یک آدم دزد بود که ما او را سر کار آوردیم.» حتی پیغام داده بودند اگر خودش هم بخواهد رویش را زیاد کند، چنین و چنانش می‌کنیم. حال باید به سلطنت‌طلبان گفت اعلیحضرت پادشاه قدرقدرتتان در نظر خارجی‌ها چنین موجودی بود.

فرمودید مرگ و زندگی متفقین به مویی به نام خاک ایران بند بوده است. علت این امر چه بود؟

جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر ۱۹۳۹ یعنی پاییز ۱۳۱۸ شروع شد و ایران بلافاصله در آن زمان اعلام بی‌طرفی کرد که کار بسیار خوبی هم بود. در طول این مدت هم کسی به کسی کاری نداشت تا در تابستان سال ۱۳۲۰، که آلمان نازی به متحد سابق خودش یعنی شوروی حمله کرد و در اینجا معادلات جهانی به‌هم خورد.

همان‌طور که همه مطلعند شمال شوروی در محاصره برف و یخ است و قابل کشتیرانی نیست. غرب شوروی را هم که در آن زمان آلمان نازی محاصره کرده بود. شرق شوروی هم که توسط ژاپن بسته شده بود. بنابراین فقط خاک ایران در جنوب شوروی باقی می‌ماند که از طریق آن نیروهای شوروی بتوانند مهمات و وسایل مورد نیازشان در جنگ را تأمین کنند.

البته رجال بی‌شعور و بی‌شخصیت و ترسوی ایران هم، چون هشدارهای انگلستان را خوب دریافت نکرده بودند، نتوانستند در آن زمان این موضوع را درست تجزیه و تحلیل کرده و از فرصت به دست آمده استفاده مناسب را ببرند. اطرافیان رضاخان هم که یا نمی‌فهمیدند یا اگر می‌فهمیدند کسی جرئت نداشت به او حرفی بزند. این شد که آن اتفاقات در شهریور ۲۰ روی داد.

منظور از اینکه دولتمردان ایرانی نتوانستند در آن زمان از فرصت پیش آمده استفاده مناسب کنند، چه بود؟

همان‌طور که گفتم متفقین در آن مرحله از جنگ در شرایطی به سر می‌بردند که کلید پیروزی‌شان در دست ایران قرار گرفته بود، منتها دولتمردان بی‌کفایت رضاخانی نتوانستند از این موقعیت استفاده کنند. عده‌ای از آن‌ها که بی‌سواد بودند. آن‌هایی هم که باسواد بودند، از فحش و لگد رضاخان می‌ترسیدند و جرئت نداشتند حرف بزنند و در نتیجه ایران، این فرصت طلایی را از دست داد.

شرایط در آن دوران به گونه‌ای بود که می‌شد به متفقین چهره موافق نشان داد و از آن‌ها بابت ورودشان به کشور پول هم گرفت، اما دولتمردان ما متوجه نبودند که متفقین چاره‌ای جز این ندارند که به داخل خاک ایران وارد شوند و برای همین مسئله هم حاضر به پرداخت هر هزینه‌ای هستند.

در این رخداد چه انتقادی به ارتش نوینی که رضاخان خود را مؤسس آن می‌دانست، وارد است؟

انتقادی که به ارتش رضاخان وارد است، رفتارهای زبونانه و ننگینی است که از خود نشان دادند. چون دولت ممکن است اشتباه کند و به ارتش بگوید مقاومت کن، اما ارتش حق ندارد بگوید من نمی‌توانم و باید تا پای جان در برابر دشمن بایستد. اما در این قضیه نه دولت ایران، شعور و درک مسائل سیاسی منطقه‌ای و جهان را داشت و نه ارتش رضاخان شرافت یک ارتش قوی و محترم را از خود نشان داد.

در حالی که قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، وقتی ایتالیا به عنوان یک کشور قوی اروپایی و متحد آلمان نازی به حبشه (اتیوپی) با یک ارتش تیرکمانی حمله کرد، آن ارتش تیرکمانی در برابر ارتش اروپایی و قوی ایتالیا مقاومت جانانه‌ای کرد و قهرمانی‌های زیادی را از خود نشان داد، اما ارتش ایران چنین واکنشی را در برابر ارتش متفقین از خود نشان نداد. مقاومت‌های ارتش ایران در آن شرایط، مقاومت‌های مسخره‌ای بود.

البته غیر از مقاومتی که در مرز ایران با روسیه در آذربایجان توسط یک گروهبان و چند سرباز صورت گرفت که قبرشان به عنوان انسان‌های شریف و میهن‌دوست در آنجا هست، در شهریور ۲۰ هم دولت و هم ارتش رفتارهای زبونانه و قابل انتقادی را از خود نشان دادند. دولتی که شعور نداشت بفهمد وقتی یک مانور را در اطراف تهران نتوانسته برگزار کند و سربازش از گرسنگی مرده و یک عده از واحدهای نظامی در تپه‌های اطراف تهران راهشان را گم کرده‌اند، نمی‌تواند با ارتش متفقین بجنگد.

مانور ارتش‌نوین رضاخان مربوط به چه سالی می‌شود؟

یکی دو سال قبل از برکناری رضاشاه. حسین فردوست در خصوص ارتش نوین رضاخان و مانور آن در خاطراتش نوشته است: «ارتش در دوره رضاشاه در اطراف تهران مانوری را برگزار کرد، اما امکانات برای برگزاری این مانور به‌قدری ناچیز بود که چند سرباز از گرسنگی مردند!» یعنی آن‌قدر هماهنگی برقرار نکرده بودند که بتوانند غذا به دست سربازها برسانند.

همین ارتشی که رضاخان به آن می‌بالید با اولین پیشروی ارتش شوروی به خاک کشور آن‌قدر به‌هم ریخت که حتی ژنرالش مجبور شد چادر سرش بیندازد و فرار کند، واحدهای ارتش مشهد هم سر از بندرعباس درآوردند. می‌توان گفت عمده فعالیت ارتش نوین رضاشاه سرکوب عشایر به بهانه برقراری امنیت در کشور بوده. عشایری که تا پیش از روی کار آمدن رضاشاه با آنکه دولت مرکزی چندان قوی نداشتیم و ایلات و عشایر ایران مسلح بودند، هیچ‌گاه در میان عشایر تمایلات گریز از مرکز و شورش وجود نداشت. پیش از آمدن رضاخان سران عشایر با دولت مرکزی در تماس و تعامل بودند و مالیات پرداخت می‌کردند و از طرف همان حکومت مرکزی حاکم آن عشایر بودند.

وقتی هم دولت مرکزی به رئیس ایل دستور می‌داد که فلان موضوع پیش آمده را حل و فصل کند، قضیه حل می‌شد. درواقع امنیت را هم همین قشر در کشور برقرار می‌کردند به طوری که اگر کالایی وارد کشور می‌شد بدون کوچک‌ترین آسیبی از همین مناطق عشایری عبور می‌کرد، اما همین عشایر پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه به بهانه برقراری امنیت به نامردی سرکوب شدند.

بمباران‌های متفقین چه زمان و به چه علت رخ داد؟

حمله متفقین به خاک ایران در سوم شهریور اتفاق افتاد. پس از پیشروی نیروهای متفقین به خاک ایران، ارتش شوروی با بمباران شهرهای شمالی مثل انزلی و رشت و… مردم و خود رضاخان را مرعوب ساخت که این حرکت نهایتاً باعث شد در بیست‌وپنجم شهریور پس از محاصره تهران توسط قوای روس و انگلیس، رضاخان از سلطنت استعفا دهد. البته علاوه بر بمباران شهرها و ترساندن مردم، متفقین با هواپیماهای‌شان اعلامیه هم بر سر مردم می‌ریختند که «مردم! ما با شما کاری نداریم.»

حتی هواپیماهای انگلیسی اعلامیه‌ای را بر فراز تهران ریختند که در آن اشاره کرده بودند که «رضاشاه را خودمان آوردیم و خودمان هم می‌بریم.» نکته‌ای که همان زمان رادیو دهلی هم به آن اشاره کرد. البته ناگفته نماند که آن اعلامیه الان موجود است و قابل توجه کسانی است که می‌گویند رضاشاه ضدانگلیسی بوده است.

در بمباران شهرهای ایران توسط متفقین، چند نفر از مردم کشته شدند؟

کل کشته‌های غیرنظامی که در شمال و جنوب ایران در اثر بمباران‌های انگلیس و روسیه از بین رفتند به هزار نفر هم نمی‌رسد. در کتاب «تاریخ بیست ساله» حسین مکی و در کتاب «شهریور ۲۰» آمار این کشته‌شدگان وجود دارد. این کشتارها در گیلان و آذربایجان و آبادان و خرمشهر صورت گرفت. در جاهای دیگر مثل مشهد هم هواپیماهایشان آمدند و اعلامیه پخش کردند و رفتند.

چه اسنادی مبنی بر رابطه انگلیسی‌ها در روی کار آوردن رضاخان وجود دارد؟

در گزارش‌هایی که امریکایی‌ها برای دولت خود می‌فرستادند، بارها به انگلیسی بودن رضاخان اشاره شده است. درباره اسناد انگلیسی مربوط به این موضوع هم آقای دکتر مجید تفرشی مشروحاً صحبت کرده‌اند.

جنازه رضاخان پس از مرگ در جزیره موریس چه زمان به ایران انتقال یافت؟

در اواخر کتاب شهریور ۱۳۲۰ گزارشی از ورود جنازه رضاشاه به تهران و عدم استقبال مردم هست. جنازه رضاخان نهایتاً با حضور چند نظامی و رجال قدیمی و درباری تشییع شد و در مقبره‌ای که محمدرضا از قبل آماده کرده بود به خاک سپرده شد. البته همان‌طور که مطلعید دو، سه سال پیش در حفاری‌های آن منطقه جنازه‌اش بیرون افتاد ولی مجدداًَ در جای ناشناسی با آداب اسلامی به خاک سپرده شد.

*جوان

لینک منبع: تبلیغات فیک‌ها درباره پهلوی اول پوچ است – نیوز

https://www.news.ir/128400/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%81%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%BE%D9%88%DA%86-%D8%A7/

اخبار فرهنگی

شمارگان «نخل و نارنج» از ۶۳هزار نسخه گذشت – نیوز



بازتاب خبر news.ir

به گزارش مشرق، اولین رمان وحید یامین پور با نام «نخل و نارنج» در بهمن ۹۷ رونمایی شد. این کتاب از نگاه بسیاری از ناظران و منتقدان یک پدیده به شمار می‌آید و جذابیت‌های محتوایی و ادبی قابل تاملی دارد.

«نخل و نارنج» که بر محور زندگی شیخ انصاری نگاشته شده در عمر ۱۸ ماهه خود تاکنون با موفقیت چشمگیر و اقبال گسترده مردمی روبرو شده و به چاپ چهل و سوم رسیده است.

بر اساس این گزارش، توصیف آیت‌الله میرباقری تا شخصیت‌های مختلف ادبی و فرهنگی و همچنین یادداشت‌های طیف‌های گسترده کتاب‌دوستان در فضای مجازی نشان از آن دارد که این اثر توانسته جایی برای خود در میان آثار پرمخاطب حوزه نشر باز کند.

نویسنده در این رمان، به جز زندگی شیخ انصاری و تاریخ علمای شیعه به موضوعات دیگر از جمله جنگ‌های ایران و روس، حضور انگلستان در ایران و دوران امپراتوری عثمانی پرداخته است.

یامین‌پور در صفحه اول کتاب، پیش از شروع متن داستان آورده است: «نخل و نارنج» روایت شور و شوق شیخ اعظم، خاتم‌الفقها و المجتهدین، مرتضی انصاری است که همچنان به‌عنوان نگین درخشان علم و تقوا ستایش می‌شود.

لینک منبع: شمارگان «نخل و نارنج» از ۶۳هزار نسخه گذشت – نیوز

https://www.news.ir/128383/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%AE%D9%84-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%DB%B6%DB%B3%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%DA%AF%D8%B0/

اخبار فرهنگی

چرا به کعبه، بیت‌الله الحرام می‌گویند؟ – نیوز



بازتاب خبر news.ir

به گزارش مشرق، رمز و رازهایی در مراسم حج وجود دارد که آن را از به عنوان یکی از واجبات دینی و فرع مهمی در اسلام قرار داده است. در این میان، اسامی اعمال و مکان‌ها، هر یک دارای رمزهایی هستند که دانستن آن‌ها موجب می‌شود که به فلسفه و حکمت بسیاری از اعمال واجب حج پی ببریم.

با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی و مستندی که در کتاب بحارالانوار تألیف علامه محمدباقر مجلسی و همچنین کتاب علل الشرایع نوشته علامه محمد بن علی ابن‌بابویه آمده است، به بررسی برخی از عناوین و نام‌های بیت‌الله الحرام پرداخته ایم.

رمز نامیده شدن کعبه به این نام

از امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده که فرمودند: چند نفر از مردم یهودی به خدمت پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله رفته و از آن حضرت سؤالاتی کردند. ازجمله پرسیدند: «به چه دلیلی کعبه، کعبه نامیده شده است؟» آن حضرت در پاسخ فرمودند: «به این دلیل که در وسط دنیا قرار گرفته است.»

در زمان دیگری افرادی از امام صادق علیه السلام سؤال کردند: «برای چه کعبه، کعبه نامیده شده است؟» آن حضرت پاسخ فرمودند که: «به این علت که چهار گوشه دارد.» دوباره سؤال کردند: «چرا چهارگوش است؟» فرمودند: «زیرا محاذی بیت المعمور است که در آسمان‌ها قرار دارد و بیت المعمور هم چهارگوش است.»

پرسیدند: «به چه دلیلی بیت المعمور چهارگوش است؟» اما صادق علیه السلام در جواب فرمودند: «زیرا محاذی عرش الهی است و آن هم چهارگوش و مربع است.» گفتند: «چرا عرض الهی مربع است؟» فرمودند: «زیرا کلماتی که اسلام بر آن بنا شده، چهار تا است که آن‌ها عبارت‌اند از: سبحان‌الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر».

چرا بیت‌الله الحرام به این نام خوانده می‌شود؟

از امام جعفر صادق علیه السلام سؤال شد که: «به چه علتی بیت‌الله الحرام با این عنوان نامیده می‌شود؟» آن حضرت در جواب فرمودند: «به این علت که برای مشرکین حرام است که وارد آن شوند.»

رمز نامیده شده کعبه به بیت عتیق

یک نفر از امام صادق علیه السلام سؤال کرد که: «چرا به کعبه، بیت عتیق می‌گویند؟» آن حضرت در جواب فرمودند: «به این علت که این خانه در طول سال‌های بسیار، از آسیب طوفان‌ها و خطرها در امان مانده و همچنان آزاد و رها پابرجا است. در عین حال هر خانه‌ای دارای ساکنی است، جز کعبه که به نام خدای سبحان است و کسی در آن سکونت ندارد. به همین علت بیت عتیق نامیده می‌شود.»

آن حضرت همچنین فرمودند که: «کعبه قبل از فرینش انسان وجود داشته و هنگامی که حضرت آدم ابوالبشر خلق شد، خدای متعال حجرالأسود را از بهشت فرستاد و بیت مروارید سفید و درخشنده‌ای بود. خدای متعال آن را به سوی آسمان‌ها بالا برد و نشانه و جای آن بر روی زمین باقی ماند. مدتی بعد، خداوند متعال حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهماالسلام را مأمور کرد تا پایه‌های بیت را در همان محلی که نشانه‌های آن باقی مانده بود، بسازند.»

لینک منبع: چرا به کعبه، بیت‌الله الحرام می‌گویند؟ – نیوز

https://www.news.ir/128367/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87%D8%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86/

اخبار فرهنگی

آیا خبرنگار ۲۰:۳۰ به شبکه اینترنشنال پیوسته؟! – نیوز



بازتاب خبر news.ir

به گزارش مشرق، محمد دلاوری مجری تلویزیون در واکنش به شایعه‌سازی‌های عجیب و غریب این روزها گفت: نمی‌دانم چرا وقت و بی‌وقت،‌ شایعه‌های عجیب و غریبی را مطرح می‌کنند. هرچند وقت یکبار خبر مرگ می‌زنند، از اخراج من می‌گویند، بله یک بار از خبر اخراج شدم اما الان مجری برنامه “تهران ۲۰” هستم. هرکس،‌ هرچیزی به ذهنش می‌رسد می‌نویسند و یا بر زبان می‌آورد. 

وی افزود: من سه روز در هفته در برنامه “تهران ۲۰” اجرا می‌کنم. کتاب‌هایی دارم که به چاپ‌های جدید برسند. هستم، کجا بروم و اصلاً برای چه باید بروم؟ هیچ‌وقت بنای رفتن نداشته و ندارم و الان هم دارم کار می‌کنم و لزومی هم برای رفتن نمی‌بینم. نمی‌دانم این شایعات از کجا درمی‌آید و چه مقاصدی پشت این شایعات وجود دارند.

لینک منبع: آیا خبرنگار ۲۰:۳۰ به شبکه اینترنشنال پیوسته؟! – نیوز

https://www.news.ir/128350/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B3%DB%B0-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C/

اخبار فرهنگی

کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی – نیوز



بازتاب خبر news.ir

به گزارش مشرق، انتشارات سفیراردهال از جمله ناشرانی است که کتاب‌هایی در حوزه طب سنتی منتشر می‌کند البته تنها کتاب‌های حوزه طب سنتی در لیست کتاب‌های این ناشر دیده نمی‌شود بلکه شاهد انتشار کتاب‌هایی با موضوع تاریخ، ادبیات و دین هم در این انتشاراتی هستیم. از جمله کتاب‌های پرفروش این انتشاراتی می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد:

راهنمای طب سوزنی گوش (اوریکولوتراپی)

کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی

کتاب راهنمای طب سوزنی گوش (اوریکولوتراپی) از جمله کتاب‌های انتشارات سفیراردهال است که در حوزه طب سنتی در سال ۹۸ منتشر شد و اکنون در لیست کتاب‌های پرفروش این ناشر قرار دارد. این کتاب نوشته تری اولسون و ترجمه عباس انصاری است، امیر هومن کاظمی نظارت و ویرایش علمی آن را برعهده داشت.

درمان بیماری‌ها با سردنوش‌ها و دمنوش‌های گیاهی

کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی

درمان بیماری‌ها با سردنوش‌ها و دمنوش‌های گیاهی نیز از دیگر کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی است که چاپ چهارم این کتاب در سال ۹۸ منتشر شد. محمد دریایی کتاب درمان بیماری‌ها با سردنوش‌ها و دمنوش‌های گیاهی را به رشته تحریر درآورد.

تاریخ مصور پزشکی ایران و جهان

کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی

مجموعه ده جلدی تاریخ مصور پزشکی ایران و جهان در لیست پرفروش‌های انتشارات سفیراردهال قرار دارد. ولی الله صحرایی این کتاب را به رشته تحریر درآورد و چاپ اول آن در سال ۹۶ در این انتشاراتی منتشر شد.

رمز و راز جوانی و سلامتی

کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی

کتاب رمز و راز جوانی و سلامتی اثر محمد دریایی است که در انتشارات سفیراردهال در سال ۱۳۹۰ منتشر شد و اکنون به چاپ چهارم رسیده است و در لیست کتاب‌های پرفروش این انتشاراتی قرار دارد.

لینک منبع: کتاب‌های پرفروش انتشارات سفیراردهال در حوزه طب سنتی – نیوز

https://www.news.ir/128333/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%84/

اخبار فرهنگی