۲۵ حقیقت خواندنی درباره‌ی نامزد‌های اسکار ۲۰۲۰ – نیوز



بازتاب خبر news.ir

برترین‌ها: 

۱. سرشا رونان زمانی که برای «لیدی برد» تبلیغ می‌کردند، شنید که گرتا گرویگ قصد دارد «زنان کوچک» را کارگردانی کند، همان موقع فوراً به او گفت: «من باید جو باشم.»


۲. هر کدام از خواهران مارچ در «زنان کوچک» یک پالت رنگ اصلی دارند: مگ سبز و بنفش اسطوخودوسی، بت قهوه‌ای و صورتی، ایمی آبی روشن و جو قرمز و نیلی تیره است.

جکلین دورن، طراح لباس این فیلم گفته: «در واقع رنگ‌ها را از روی دفترچه‌هایی که مارمی به دختر‌ها می‌دهد، انتخاب کردیم و بعد بنفش اسطوخودوس را هم برای مگ اضافه کردیم.»

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۳. در همین فیلم، جو و لوری مرتب جلیقه‌هایشان را با هم عوض می‌کنند؛ گرتا گفته که این کار نمادی از این حقیقت است که آن‌ها نیمه‌ی دیگر هم هستند. جکلین به همراه سرشا و تیموتی به این ایده رسیدند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۴. گرتا گرویگ سخنرانی طولانی ایمی در مورد ازدواج را دقیقاً روزی که این صحنه را فیلمبرداری می‌کردند، برای فلورنس پیو نوشت؛ در واقع مریل استریپ گرتا را تشویق به این کار کرد.

فلورنس به هالیوود ریپورتر توضیح داده که مریل به گرتا توضیح داد که چرا «زنان کوچک» هنوز هم مهم است و به او اصرار کرد که به مخاطب بفهماند که زن بودن در آن زمان، چطور بوده.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۵. در فیلم «انگل»، برای این که محله به اندازه‌ی کافی زیر آب برود، صحنه را بالای یک مخزن بزرگ آب ساختند. بونگ جون هو در مورد این صحنه گفته که آن‌ها به خانه‌هایی رفتند که صاحبانشان رهایشان کرده بودند و وسایل، درها، پنجره‌ها و بشقاب‌های آن‌ها را برداشتند تا از همان‌ها در فیلم استفاده کنند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۶. ملودی “جسیکا، ایلینویز، شیکاگو” در فیلم «انگل» در حقیقت ترانه‌ی معروفی است که در مدارس کره استفاده می‌شود تا بچه‌ها مطالب را بهتر به ذهن بسپارند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۷. طبقه‌ی دوم خانه‌ی خانواده‌ی پارک با استفاده از پرده‌ی سبز/ آبی و طبقه‌ی دوم آن در یک زمین خالی در شهر جئونجو ساخته شد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۸. رابرت دنیرو کتاب «شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی» نوشته‌ی چارلز برنت، یعنی همان کتابی که «مرد ایرلندی» بر اساس آن ساخته شده، را اولین بار در سال ۲۰۰۶، زمانی که در حال ساخت فیلم «چوپان خوب» بود، خواند و بعد فوراً آن را به مارتین اسکورسیزی داد. اسکوسیزی به مجله‌ی انترتینمنت ویکلی گفته که آن‌ها نزدیک به ده سال تلاش کردند تا این فیلم را بسازند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۹. جو پشی قبل از این که تصمیم بگیرد نقش راسل بافالینو را در این فیلم قبول کند، ۵۰ بار ردش کرده بود. اسکورسیزی توضیح داده که پشی زمانی حس کرد این فیلم ارزش ساخته شدن را دارد که نتفلیکس تصمیم گرفت از پروژه حمایت کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۰. فرایند جوان‌سازی استفاده شده در «مرد ایرلندی» آنقدر پیچیده بود که تیم جلوه‌های ویژه ۱۷۵۰ برداشت برای این فیلم انجام دادند، چیزی که معادل ساخت دو فیلم است. این تیم همچنین تجهیزات مخصوصی برای دوربین و تکنولوژی جدیدی برای تصویربرداری از دنیرو، پاچینو و پشی خلق کردند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۱. در اولین پیش‌نویش «جوجو خرگوشه» خبری از هیتلر به عنوان دوست خیالی جوجو نیست. تایکا وایتیتی کل فیلمنامه را در عرض چند هفته بازنویسی کرد و تصمیم گرفت آن را به کمدی تبدیل کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۲. در واقع این تصمیم کمپانی فاکس سرچلایت بود که تایکا نقش آدولف هیتلر را در این فیلم بازی کند، چون آن‌ها عقیده داشتند این نقش بخصوص را باید کسی که خلقش کرده، بازی کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۳. تایکا و مسئولین انتخاب بازیگر، پنج کشور را گشتند و بیشتر از ۱۰۰۰ تست بازیگری را دیدند تا توانستند رومن گریفین دیویس را برای نقش جوجو پیدا کنند. در واقع، رومن قبل از این که برای این فیلم تست بدهد، برای بازی در دیگر مدعی اسکار ۲۰۲۰ یعنی «فورد در برابر فراری» تست داده بود.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۴. هواکین فینکس قبل از شروع فیلمبرداری «جوکر»، حدود ۲۳ کیلو وزن کم کرد، چون به نظرش این کار به نشان دادن شکنندگی آرتور کمک می‌کرد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۵. او تا قبل از این که برای شروع فیلمبرداری به نیویورک برسد، فیلمنامه‌ی نهایی «جوکر» را نخواند. پیشنهاد داد صحنه‌ی رقصی هم به پایان داستان اضافه کنند و خبر نداشت که این صحنه از قبل نوشته شده.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۶. تاد فیلیپس بعد از پایان فیلمبرداری «جوکر»، دفتر یادداشت آرتور را پیش خودش نگه داشت. او به وبسایت کلایدر گفته که همیشه سعی می‌کند یکی از وسایل صحنه‌ی فیلمی را که می‌سازد، برای خودش نگه دارد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۷. در «فورد دربرابر فراری» تمام ماشین‌های کلاسیک مخصوص این فیلم ساخته شده‌اند؛ کارگردان این فیلم، جیمز منگلد اصرار داشت تا جایی که ممکن است از تصاویر کامپیوتری کمتری استفاده کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۸. وقتی اسکارلت جوهانسون برای اولین بار فیلمنامه‌ی «داستان ازدواج» را خواند، صحنه‌ای که بیشتر از همه اشک او را درآورد، صحنه‌ی بستن بند کفش در پایان فیلم بود. او به وال استریت جورنال گفت که این صحنه بسیار ساده، اما فوق‌العاده احساس‌برانگیز بود.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۹. موقع فیلمبرداری صحنه‌ی دعوا بین چارلی و نیکول در «داستان ازدواج»، آدام درایور واقعاً به یک تکه چوب مشت زد. او بین برداشت‌ها، مجبور شده بود روی دستش یخ بگذارد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۰. دین چارلز چپمن و جورج مکی، قبل از شروع فیلمبرداری «۱۹۱۷»، نزدیک یک سال وقت گذاشتند تا در نقش‌هایشان فرو روند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۱. وقتی «۱۹۱۷» ادیت شد تا شبیه یک فیلم تک‌شات دربیاید، طولانی‌ترین برداشتی که در واقعیت اتفاق افتاده بود، نه دقیقه طول کشیده بود.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۲. سم مندس یک فیلمنامه‌ی ۴۵ صفحه‌ای برای «۱۹۱۷» نوشت که فقط شامل نقشه‌ها و نمودار‌هایی بود که جهت حرکت بازیگر‌ها و دوربین‌ها و جزئیات دیگر را نشان می‌داد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۳. برد پیت و لئوناردو دیکاپریو در «روزی روزگاری در هالیوود» بداهه‌گویی‌های زیادی داشته‌اند. لئو به دِدلاین گفته که رابطه‌ی صمیمانه‌ی آن‌ها در صحنه، همان اول کار شکل گرفت.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۴. در یکی از نسخه‌های اولیه‌ی «روزی روزگاری در هالیوود» صحنه‌ای وجود دارد که چارلز منسون و کلیف بوث یک لحظه نگاهشان به هم می‌افتد، آن هم درست قبل از این که چارلز منسون به خانه‌ی شارون تیت و رومن پولانسکی برسد. کوئنتین تارانتینو درباره‌ی حذف این صحنه با امپایر صحبت کرده و گفته: «هنوز هم دارم فکر می‌کنم آیا کار درستی کرده‌ام یا نه.»

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۵. و در آخر این که کوئنتین تارانتینو چهار یا پنج سال قبل، به صحنه‌ی پایانی «روزی روزگاری در هالیوود» رسیده بود و همیشه می‌دانست که فیلم چطور باید تمام شود.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید

منبع: buzzfeed

لینک منبع: ۲۵ حقیقت خواندنی درباره‌ی نامزد‌های اسکار ۲۰۲۰ – نیوز

https://www.news.ir/365679/%DB%B2%DB%B5-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C/

اخبار فرهنگی

داستان جواد عزتی و جشنواره فجر؛ سیمرغ بی سیمرغ! – نیوز



بازتاب خبر news.ir

روزنامه خراسان – مصطفی قاسمیان: از مدت‌ها قبل از سی‌وهشتمین جشنواره ملی فیلم فجر، در محافل سینمایی، بسیار شنیده می‌شد که جواد عزتی احتمالاً ۴-۵ فیلم در جشنواره خواهد داشت و از آن جا که از فیلم‌هایش هم خبر‌های خوبی می‌رسید، این احتمال مطرح می‌شد که او یکی از شانس‌های اصلی کسب سیمرغ است. با این حال سه‌شنبه‌شب و طی اختتامیه جشنواره، مشخص شد که او یک بار دیگر دستش از سیمرغ کوتاه مانده؛ ماجرایی که این بار با حواشی خاصی هم همراه بود.

به همین بهانه به حضور موفق جواد عزتی در چهار دوره اخیر جشنواره فجر پرداخته‌ایم؛ جایی که بازی‌های خوبی به نمایش گذاشته و هر بار تا یک قدمی جایزه رفته، اگرچه به این افتخار دست پیدا نکرده است. ناگفته نماند بر سر خوب بودن بعضی از این بازی‌ها مثل حضورش در «ماجرای نیمروز» و «شنای پروانه» توافق بیشتری وجود دارد و بر سر بعضی دیگر کمتر. توالی بازی‌های خوب و گاهی عالی طی چهار سال متوالی، این تلقی را به وجود آورده که جواد عزتی واقعاً بدشانس است.

ماجرای نیمروز/جشنواره ۳۵

یکی از اولین حضور‌های جواد عزتی در نقش غیرکمدی، «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمدحسین مهدویان بود. او بازی در نقش مکمل «صادق» را برعهده داشت که یک شخصیت باهوش و مرموز اطلاعاتی بود و از لحاظ ظاهری نیز شبیه سعید امامی چهره‌پردازی شده بود. فیلم «ماجرای نیمروز» مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفت و حتی به دو جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران نیز دست یافت، اما برای عزتی تنها یک نامزدی به ارمغان آورد. او در آن جشنواره نوید محمدزاده را برای بازی فوق‌العاده در «بدون تاریخ، بدون امضا» رقیب خود می‌دید، که از هر لحاظ رقیب قدری بود و برای این فیلم جوایز فراوانی گرفت.


تنگه ابوقریب/ جشنواره ۳۶

پرونده همه بدشانسی‌های جواد عزتی

در جشنواره سال بعد، جواد عزتی با «تنگه ابوقریب» حاضر بود، محصول مشترک بهرام توکلی و سعید ملکان که فیلم چشمگیری از آب درآمده بود و به رغم برخی نواقص در فیلم نامه و شخصیت‌پردازی، به دلیل ویژگی‌های فنی تحسین شد. فیلم در نهایت به جوایز فراوانی از جمله سیمرغ بهترین فیلم دست یافت، اما عزتی اگرچه بازی‌اش کمابیش مورد توجه منتقدان قرار گرفت، اما برای این فیلم نامزد نشد. سیمرغ نقش اول به امیر جدیدی دیگر بازیگر «تنگه ابوقریب» (به صورت مشترک با «عرق سرد») رسید و با توجه به نقش‌آفرینی‌های بسیار خوب او، کسی هم اعتراضی نداشت. در آن سال امین حیایی برای «شعله‌ور» و نوید محمدزاده برای «مغزها…» دیگر شانس‌های سیمرغ بودند.


لاتاری/ جشنواره ۳۶

پرونده همه بدشانسی‌های جواد عزتی

عزتی در سال ۹۶ حسابی پرکار بود و علاوه بر بازی در دو فیلم بسیار پرفروش «آینه بغل» و «هزارپا»، در دو فیلم جدی هم بازی کرده بود. او «لاتاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان را نیز در جشنواره سی‌وششم داشت. «لاتاری» هم از لحاظ مضمون و هم از لحاظ فرم، جنجالی‌ترین فیلم جشنواره شد؛ مخاطب فراوان و همچنین مخالفان فراوانی داشت.

با این حال کمتر کسی درباره بازی جواد عزتی نظر منفی داشت و بسیاری بازی وی را که کوتاه هم بود، پسندیدند. با این حال فیلم مورد توجه داوران جشنواره قرار نگرفت و تنها در یک رشته فنی نامزد شد. سیمرغ بهترین بازیگر مکمل نیز به جمشید هاشم‌پور برای «دارکوب» رسید که انتخابی بسیار جنجالی بود و مخالفان زیادی پیدا کرد.


ماجرای نیمروز: رد خون/جشنواره ۳۷

پرونده همه بدشانسی‌های جواد عزتی

آخرین همکاری عزتی با مهدویان هم مورد توجه منتقدان قرار گرفت. او در دنباله «ماجرای نیمروز»، یک بار دیگر نقش «صادق» را ایفا کرد؛ در حالی که این بار، کاراکتر ابعادی منفی یافته بود. «رد خون» نظر بسیاری از منتقدان را جلب کرد. عزتی نیز موفق بود، اما باز هم در حد نامزدی جایزه. نکته جالب این بود که تهیه‌کننده اعلام کرد نام عزتی را برای نقش اول به جشنواره ارائه کرده، ولی او در نقش مکمل نامزد شد! اگرچه این بار رقبای وی بسیار قدر بودند و او قافیه را به علی نصیریان برای «مسخره‌باز» باخت؛ هر چند در میان نامزدها، نوید محمدزاده برای «متری شیش‌ونیم» و آرمین رحیمیان برای «شبی که ماه…» نیز حضور داشتند که بازی هر دو تحسین شده بود.


شنای پروانه/ جشنواره ۳۸

پرونده همه بدشانسی‌های جواد عزتی

جواد عزتی امسال با اختلاف زیاد، پرکارترین هنرپیشه جشنواره بود و پنج فیلم داشت: دو نقش اول و سه نقش مکمل. فیلم «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت، مورد تحسین فراوان مخاطبان و منتقدان قرار گرفت و پنج جایزه، از جمله دو سیمرغ بازیگری مکمل برای امیر آقایی و طناز طباطبایی و همچنین جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را گرفت.

بازی عزتی نیز در نقش لات توبه‌کرده‌ای به نام «حجت»، آن‌قدر خوب بود که به همراه دو بازی بسیار خوب از فرامرز قریبیان در «خروج» و پیمان معادی در «درخت گردو» را جزو شانس‌های اصلی کسب جایزه نقش اول مرد می‌دانستند، اما در نهایت حتی نامزد هم نشد و جایزه نیز به معادی رسید؛ جایزه‌ای که بسیار جنجالی هم شد.


آتابای/ جشنواره ۳۸

پرونده همه بدشانسی‌های جواد عزتی

دیگر فیلم جواد عزتی در جشنواره امسال که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، «آتابای» به کارگردانی نیکی کریمی بود. پیش از جشنواره هم شنیده می‌شد که کریمی فیلم متفاوتی ساخته و در خلال جشنواره مشخص شد این شنیده‌ها حقیقت داشته است.

جواد عزتی در این فیلم که پرتره‌ای از شخصیت «آتابای» با بازی هادی حجازی‌فر بود، نقش مکمل کوتاهی بازی کرده بود که برای بهترین بازیگر نقش مکمل، نامزد هم شد، اما در نهایت به سیمرغ دست نیافت. درباره امسال، شایعات فراوانی هم به وجود آمد، از جمله این که گفته شد سعید راد عضو هیئت داوران بخش سودای سیمرغ، تهدید کرده در صورت اهدای جایزه به عزتی، از هیئت داوران کناره‌گیری خواهد کرد!

لینک منبع: داستان جواد عزتی و جشنواره فجر؛ سیمرغ بی سیمرغ! – نیوز

https://www.news.ir/365668/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%B2%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%AC%D8%B1%D8%9B-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%A8/

اخبار فرهنگی

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در اسکار ۲۰۲۰ نادیده گرفته شدند – نیوز



بازتاب خبر news.ir

برترین‌ها: با این که فیلم «زنان کوچک» در بخش بهترین فیلم نامزد شد، نادیده گرفته شدن تلاش‌های کارگردان این فیلم، گرتا گرویگ، باعث عصبانیت خیلی‌ها شد. مراسم اسکار امسال هم، در بخش بهترین کارگردانی، فهرستی کاملاً مردانه از کارگردان‌ها ارائه داده است.

نامزد‌های نود و دومین مراسم جوایز آکادمی اعلام شدند و همان‌طور که انتظارش می‌رفت، فیلم‌هایی مثل «مرد ایرلندی» مارتین اسکورسیزی، «۱۹۱۷» سم مندس، «جوکر» تاد فیلیپس، «روزی روزگاری در هالیوود» کوئنتین تارانتینو و «داستان ازدواج» نوآ بامبک، با نامزدی در چند رشته پیشتاز بودند. طبق معمول، تعداد زیادی از بهترین فیلم‌های سال نادیده گرفته شدند. با این که خیلی از این فیلم‌ها شانس کمی داشتند، باز هم نامزد نشدن فیلم‌های فوق‌العاده‌ای مثل «میانه‌ی تابستان»، «خداحافظی»، «بویِ او»، «پرتره‌ی بانویی در آتش»، «بوک اسمارت» و «جواهرات تراش‌نخورده» در هیچ‌یک از رشته‌ها، ناامید کننده بود. خوشبختانه اسکار فقط اسکار است و این اتفاق هر سال برای تعداد زیادی از فیلم‌های خوب می‌افتد.

کارگردان‌های ناکام

در فهرست نامزد‌های بهترین کارگردانی، اسم مارتین اسکورسیزی برای «مرد ایرلندی»، بونگ جون هو برای «انگل» و سِر سم مندس برای فیلم حماسی «۱۹۱۷»، کوئنتین تارانتینو برای «روزی روزگاری در هالیوود» و تاد فیلیپس برای فیلم «جوکر»، دیده می‌شد.

نام کارگردان‌هایی مثل گرتا گرویگ برای فیلم تحسین‌شده‌اش، «زنان کوچک»، ماریل هلر برای «یک روز زیبا در محله»، درباره‌ی ستاره‌ی تلویزیون فرد راجرز، در این لیست از قلم افتاده.

بعضی‌ها هم معتقدند جایِ لولو وانگ، کارگردان درام کمدی «خداحافظی»، لورین اسکافاریا کارگردان «شیادان»، ملینا ماتسوکاس سازنده‌ی «کوئین و اسلیم» و آلما هارِل کارگردان «هانی بوی»، در این بین واقعاً خالی است.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

تا به حال فقط پنج زن در این بخش کاندیدا شده‌اند، مثل کاترین بیگلو برای «قفسه‌ی درد» و سوفیا کاپولا برای «گمشده در ترجمه».

بنا به گفته‌ی هالیوود ریپورتر، اگر گرتا گرویگ نامزد می‌شد، می‌توانست اولین زنی باشد که دو بار در این بخش نامزد شده است.

در سال ۲۰۱۸، او برای «لیدی برد» نامزد شد، یعنی اولین کارگردان زنی بود که بعد از هشت سال در این رشته نامزد می‌شد. البته او جایزه را به گییرمو دل تورو برای فیلم «شکل آب» باخت؛ و اگر وانگ امسال نامزد می‌شد، می‌توانست اولین زن آسیایی باشد که به این رده رسیده است.

بازیگران زن ناکام

چهار سال بعد از جنجال #اسکار خیلی سفید، عده‌ای به کمبود تنوع در میان نامزد‌های بهترین بازیگر زن اعتراض کرده‌اند.

سینتیا اِریوو برای فیلم زندگینامه‌ای «هریِت»، اسکارلت جوهانسون برای «داستان ازدواج»، سرشا رونان برای «زنان کوچک»، رنی زلوگر برای «جودی» و شارلیز ترون برای «بامب‌شل»، نامزد‌های بخش بهترین بازیگر زن امسال بودند.

به نظر می‌رسید لوپیتا نیونگو برای بازی در فیلم «ما» یکی از نامزد‌های بهترین بازیگر زن باشد، ولی در لیست نامزد‌ها قرار نگرفت.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

آکوافینا به خاطر بازی در فیلم «خداحافظی»، نامزد دریافت جایزه‌ی ستاره‌ی نوظهور بفتا ۲۰۲۰ و برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر زن در فیلم کمدی یا موزیکال گلدن گلوب شد، اما بین نامزد‌های اسکار نبود. ژائو شوژِن هم که نقش مادربزرگ او را بازی کرده، نادیده گرفته شد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

جنیفر لوپز برای بازی‌اش در «شیادان» تحسین شده، ولی اسمش در بین نامزد‌ها بهترین بازیگر مکمل دیده نشد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

نامزد‌های بهترین بازیگر مکمل زن عبارت بودند از کتی بیتس برای «ریچارد جول»، لورا درن برای «داستان ازدواج»، اسکارلت جوهانسون برای «جوجو خرگوشه»، فلورنس پیو برای «زنان کوچک» و مارگو رابی برای «بامب‌شل».

نوزده نفر از بیست نامزد بهترین بازیگر نقش اول و مکمل سفید پوست بودند و اِریوو تنها استثنای این لیست بود.

بازیگران مرد

منتقدان عقیده دارند رابرت دنیرو اگر در لیست نامزد‌های بهترین بازیگر قرار می‌گرفت، احتمالاً برنده‌ی این جایزه می‌شد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

نامزد‌های این بخش هواکین فینکس برای «جوکر»، لئوناردو دیکاپریو برای «روزی روزگاری در هالیوود»، آنتونیو باندراس برای «درد و شکوه»، آدام درایور برای «داستان ازدواج» و جاناتان پرایس برای «دو پاپ» بودند.

انتقاد دیگری که به این لیست وارد می‌شود، از قلم انداختن ادی مورفی برای بازی در نقش رودی رِی مور در فیلم «دولمایت اسم من است» و آدام درایور برای «جواهرات تراش نخورده» است.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

از طرفی جای «منجمد ۲» در فهرست بهترین فیلم بلند انیمیشن واقعاً خالی است.


فیلم‌های ناکام

«جواهرات تراش‌نخورده»

«جواهرات تراش‌نخورده» یکی از تحسین‌شده‌ترین و پولسازترین فیلم‌های مستقل ۲۰۱۹ بود که توانست بیشتر از ۴۰ میلیون دلار در گیشه‌ی آمریکا بفروشد؛ اما آکادمی این فیلم را به نفع رقیب‌های برترش مثل «مرد ایرلندی» و «روزی روزگاری در هالیوود» کنار گذاشت. شاید دلیل آن نمایش دیرهنگام این فیلم برای کریسمس و کوتاه شدن فصل جوایز باشد، چون مراسم اسکار امسال زودتر از معمول برگزار شد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«خداحافظی»

لولو وانگ با فیلم «خداحافظی» یکی از شانس‌های اصلی این فصل اسکار بود. او واقعاً شایسته‌ی نامزدی در بخش بهترین فیلمنامه بود، اما به نفع فیلمنامه‌هایی از کوئنتین تارانتینو، نوآ بامبک، رایان جانسن، بونگ جون هو و هان جین وُن، و سم مندس و کریستی ویلسون کِرنز کنار گذاشته شد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«هانی بوی»

آلما هارِل، کارگردان «هانی بوی» نامزد جایزه‌ی بهترین فیلم اول از انجمن کارگردانان آمریکا شد، اما برای این رشته در جوایز اسکار شانس کمی داشت. کاش آکادمی به فیلم اولی‌ها هم جایزه می‌داد. نویسنده‌ی فیلم هارل، شایا لباف است که زندگی آشفته‌اش را به عنوان یک پسربچه‌ی بازیگر و پسر یک پدر الکلی به تصویر کشیده است.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«آخرین مرد سیاهپوست در سان فرانسیسکو»

اولین فیلم بلند جو تالبوت با نام «آخرین مرد سیاهپوست در سان فرانسیسکو»، همان آغاز راه جایزه‌ی جشنواره‌ی فیلم ساندنس را به دست آورد و انتظار می‌رفت در اسکار هم به همان اندازه به چشم بیاید. این فیلم در هیچ کدام از رشته‌هایی که انتظار می‌رفت، مثل بهترین کارگردانی برای تالبوت، بهترین بازیگر مکمل مرد برای جاناتان میجر و فیلمبرداری آدام نیوپورت بِرا، نامزد دریافت جایزه نشد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«دایان»

«دایان» به کارگردانی کِنت جونز برنده‌ی بزرگ جشنواره‌ی فیلم تریبِکا بود و بعد از آن هم در ایندیپندنت اسپریت اواردز و جوایز فیلم‌های مستقل گاتهام، در دو رشته نامزد شد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«شیادان»

بدون شک یکی از بزرگ‌ترین غایبان اسکار ۲۰۲۰، جنیفر لوپز برای بازی تحسین‌برانگیزش در فیلم «شیادان» به کارگردانی لورین اسکافاریا بود. لوپز نامزد دریافت جایزه از گلدن گلوب، انجمن منتقدان و انجمن بازیگران سینما (ساگ) شد. نامزدی او در ساگ باعث شد خیلی‌ها مطمئن شوند لوپز جزء نامزد‌های اسکار است، چون انتخاب‌کنندگان این دو مراسم مشترک هستند. اما این اتفاق نیفتاد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«پرنده‌ی بلندپرواز»‌

نمی‌توان منکر پیشتاز بودن «مرد ایرلندی» مارتین اسکورسیزی و «داستان ازدواج» بامبک شد، اما «پرنده‌ی بلندپرواز» درام ورزشی استیون سودربرگ هم می‌توانست در کنار «دو پاپ» و «دولمایت اسم من است» قرار بگیرد.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«گزارش»

از زمانی که درام سیاسی اسکات زی. برنز یعنی «گزارش» در جشنواره‌ی ساندنس ۲۰۱۹ به نمایش درآمد، خیلی‌ها فکر می‌کردند این فیلم یکی از بزرگ‌ترین برنده‌های مراسم اسکار ۲۰۲۰ است، مخصوصاً برای بازی آدام درایور و آنت بنینگ.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«آپولو ۱۱»

شرکت فیلمسازی نئون توانست برای فیلم «سرزمین عسل» در دو رشته‌ی بهترین فیلم مستند و بهترین فیلم بلند بین المللی نامزد شود، اما مستند خارق العاده‌ی دیگر این استودیو، «آپولو ۱۱» شانسی نیاورد. کارگردان این فیلم، تاد داگلاس میلر، ساعت‌ها فیلم بایگانی‌شده و دیده‌نشده از مأموریت ناسا برای فرود در ماه را جمع‌آوری کرده و یکی از خودمانی‌ترین مستند‌های تاریخی را ساخته است.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«ملت تک‌فرزند»

مستند نانفو وانگ، «ملت تک فرزند»، نگاه منتقدانه‌ای دارد به سیاست تک‌فرزندی چین که از ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۵ طول کشید. این فیلم وقتی برای اولین بار در جشنواره‌ی ساندنس به نمایش درآمد، تحسین منتقدان را برانگیخت و وقتی نامزد جایزه‌ی انجمن کارگردانان آمریکا شد، خیلی از متخصصین اسکار آن را یکی از نامزد‌های حتمی بهترین مستند می‌دانستند.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

«دولمایت اسم من است»

ادی مورفی این روز‌ها به لطف بازی در فیلم «دولمایت اسم من است» دوباره مطرح شده. این درام زندگینامه‌ای درباره‌ی رودی رِی مور نوازنده، استندآپ کمدین و ستاره‌ی فیلم‌های سینمای تجارتی سیاهان است. مورفی برای این نقش، نامزد بهترین بازیگر مرد در فیلم کمدی یا موزیکال ازگلدن گلوب شد و گمان می‌رفت برای بخش بهترین بازیگر مرد اسکار هم نامزد شود.

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در در مراسم جوایز آکادمی نادیده گرفته شدند، از گرتا گرویگ تا جنیفر لوپز

منابع: inews ،indiewire

لینک منبع: بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در اسکار ۲۰۲۰ نادیده گرفته شدند – نیوز

https://www.news.ir/365637/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0-%D9%86/

اخبار فرهنگی

آلنوش طریان؛ ستاره‌ای که خاموش نشد – نیوز



بازتاب خبر news.ir

روزنامه شهروند – سوگل دانائی: چشم‌هایش به در خیره بود. برعکس همه روز‌هایی که مردمک چشم‌هایش چفت پنجره بود، آن روز چشم‌هایش را به در دوخته بود و همچنان که پاهایش را روی تخت فلزی روی هم می‌انداخت، انگشت اشاره را گاهی به سمت تابلوی ماه‌گرفتگی سال ٢٠٠٠ فرانسه می‌گرفت و گاه به عکسی از خودش در مقابل تختش روی دیوار. شش ساله بود در قاب عکس، مقابل تختش. سال ١٣٠۵.

پیراهنی سفید به تن داشته، موهایش را با گیره سفیدی از پشت بافته بود. ایستاده در کنار پدر و مادرش با دست‌های به سینه سنجاق شده. احتمالا عکس را در یکی از روز‌هایی که خودش را برای رفتن به مدرسه ارامنه آماده می‌کرد، گرفته بود. در یکی از روز‌هایی که برای نخستین بار چشمش به آسمان افتاده بود و نمی‌دانست چگونه باید به پدر و مادر تئاتری‌اش که از او توقع دختر نویسنده‌شدن داشتند، بگوید که ستاره اقبال او در صحنه تئاتر نیست که در آسمان است.

آلنوش متعلق به آسمان بود

«آلنوش طریان چقدر خوب انشا می‌نویسی»، چند سال بعد از وقتی که مقابل دوربین عکاسی در حیاط خانه پدری‌اش ایستاده بود، معلمش به او گفته بود: «نویسنده خوبی می‌شوی.» آلنوش، اما آن روز ذهنش درگیر خورشید بود. مثل همه روز‌های دیگری که به خورشید و لکه‌هایش فکر می‌کرد، بی‌آنکه همسالانش بدانند یا چیزی از او بپرسند. آن روز هم به معلمش لبخند زده و درباره شغل و آرزوی آینده‌اش چیزی به او نگفته بود.

شش یا هفت‌سال بعد از سکوتش بین معلم و هم‌شاگردی‌هایش بالاخره از آرزوهایش حرف زد. «چرا دائم می‌گویید من نمی‌توانم، دختران نمی‌توانند؟ چرا دائم می‌گویید، ریاضی و فیزیک خواندن کار من نیست؟» این نخستین و آخرین مواجهه جدی وارطو با آلنوش بود. چند‌سال بعد از وقتی که نگاه خیره و با افتخار پدر در تصویر نصیبش شده بود. پدر روشنفکر آلنوش که دهه نخست سال ١٣٠٠ به دخترش اجازه تحصیل داده بود، حالا برای او سوال شده بود که چرا دختر پدری و مادری که در تئاتر مسکو تحصیل کردند و نمایشنامه خواندن در گوشت و پوست‌شان بوده، می‌خواهد در دنیای ریاضی و فیزیک غرق شود؟

«اجازه دهید من فیزیک بخوانم، فیزیک و ریاضی فقط برای پسران نیست، من الان از خیلی از هم‌کلاسی‌هایم بهترم.» وارطو به آلنوش خیره شده بود، مثل خیرگی آلنوش به آسمان، به قاب عکس، به دیوار. معلوم نبود پدر در آن خیرگی به چه چیز‌هایی می‌اندیشید؟ به شکست دخترش یا حتی موفقیت او. هنوز هم هیچ‌کس نمی‌داند، پدر در آن لحظات دختر را در پشت تلسکوپ تصور کرده یا تدریس در دانشگاه. هرچه بود، نتیجه این خیره‌شدن، همانی شد که آلنوش می‌خواست. او بالاخره ریاضی و فیزیک خواند.

همه، شاگردان من هستید

«خانم دکتر، دوستان‌تان آمدند. خانم دکتر طریان.» صدای پرستار آسایشگاه، آلنوش را بند زمان حال کرده بود. چشم‌هایش را از عکس قاب‌شده کنده و دوباره دوخته بود به در. لبخندش دندان‌های یکی در میانش را به چشم آورده بود. خوش‌آمدید را با صدای آرام زمزمه کرد و به چهره میهمانانش خیره شد. «من را یادتان است؟» فاطمه بنیادی با لبخند پرسیده بود و آلنوش با لهجه ارمنی که ٨٩‌سال آن را به زبان فارسی‌اش آمیخته بود، گفت: «مگر می‌شود یادم رفته باشد؟ تو شاگرد ممتازم در دانشگاه تهران بودی، اولین عکس لکه‌های خورشیدی‌ات را با دوربین خودم گرفتی.» فاطمه درحالی‌که به چهره باقی همراهانش نگاه‌می‌کرد، لبخند زد.

باقی هم لبخند زدند و کسی به روی خودش نیاورد که هر اتفاق، رخداد و واقعه نزدیکی از حافظه آلنوش فراری می‌شود. فاطمه به روی آلنوش نیاورد در سال‌هایی که نخستین استاد فیزیک دانشگاه تهران بود، هرگز شاگرد مستقیم او نبوده. به آلنوش نگفت که منجم است و همیشه دوست داشته مادر نجوم ایران را از نزدیک ببیند، نگفت که هفته گذشته نخستین بار برای دیدارش پرسان‌پرسان به آسایشگاه سالمندان توحید رسیده و بعد باقی دوستانش را خبر کرده که بیایید، مادر نجوم ایران مدتی است که آسایشگاه‌نشین شده، نه برادری دارد، نه همسری نه پدری، او اینجا بستری است.

کشمکش‌هایی در ماندن و رفتن

ستاره‌ای که خاموش نشد

آلنوش بازهم خیره شده بود. نه به میهمانانش، این بار به عکسی از خودش که دورتر از عکس خانوادگی‌اش، چفت دیوار بود. عکسی از خودش در سنین جوانی. دختری با مو‌های فر شده سیاه با صورت کج کرده، بدون توجه به دوربین، در قابی با پس‌زمینه سفید. عکس متعلق بود به روز‌هایی که دختر جوان نوزده ساله وارد دانشگاه تهران شده بود و قرار بود رشته فیزیک بخواند. در کلاسی ۴٠ نفره با ٣٩ پسر. دوره کارشناسی پنج ساله به سرعت نور برای او گذشته بود.

درس خواند و بعد هم در آزمایشگاه دانشکده فیزیک دانشگاه تهران کار کرد. همه چیز برای او به سرعت برق گذشت، یک جای قصه، اما زمان حلزونی‌شده بود. دانشگاه سوربن به او بورسیه تحصیلی داده بود. از او خواسته بودند برای ادامه تحصیل در رشته فیزیک اتمسفر به فرانسه برود. مثل حلزون همه چیز به هم پیچیده شد، وقتی استادان دانشگاه گفته بودند، نمی‌گذارند آلنوش به فرانسه برود. گفته بودند چرا او؟ چرا آلنوش جوان باید به جای این همه پسر مستعد راهی فرانسه شود؟ اصلا چه توجیهی دارد رفتن یک زن به کشور دیگر برای درس خواندن. کشمکش‌ها بر سر رفتن و ماندن ادامه پیدا کرده بود که سال ١٣٢٨ آلنوش بی‌خیال بورسیه و کمک‌هزینه دانشگاه راهی فرانسه شد، با کمک‌خرج و حمایت پدر.

چرا برگشتی؟

«خانم دکتر از خاطرات فرانسه برای ما بگویید، آنجا چه کردید؟ چرا بازگشتید؟» این را سعید عتیقی پرسیده بود، مدیر انجمن نجوم آماتوری ایران. سوال پلک‌های آلنوش را از روی عکس جوانی‌اش برداشته و ذهنش را کشان‌کشان به میان هیاهوی گفت‌وگوی ملاقات‌کنندگانش رسانده بود. خاطرات جوانی و نوجوانی هنوز راهی به ذهنش داشتند. «می‌دانید من مدتی با ایرن کوری کار کردم. در آزمایشگاه فیزیک دانشگاه. ایرن دختر ماری کوری برای من الگو بود. تجربه کار کردن چند ماهه با ایرن برای من اتفاق بزرگی بود.»

سرش را تکان داده و لبخند زده بود. «برگشتم، چون من ایرانی هستم، باید برمی‌گشتم، اینجا به من احتیاج داشتند.» جمله را تمام نکرد. سن‌و‌سال خنده‌اش را عوض کرده بود و با سوال از آن‌هایی که کنار او روی تخت‌خوابش نشسته بودند، پرسیده بود، نداشتند؟ سن‌و‌سال خنده‌اش رفته بود به بیش از ٧٠‌سال پیش. روز‌هایی که آلنوش به ایران برگشته و کرسی استادی دانشگاه در فرانسه را رد کرده بود. به ایران برگشته و استاد ترمودینامیک شده بود، نخستین استاد زن دانشکده فیزیک دانشگاه تهران. بعد از چند سالی ترمودینامیک درس‌دادن، او سوق پیدا کرد به تدریس رشته فیزیک ستارگان.

وقتی عاشق نجوم شدم

ستاره‌ای که خاموش نشد

آلنوش رفته‌رفته شهرت جهانی پیدا می‌کرد. از دنیای تدریس فیزیک ستارگان نمی‌توانست جدا شود. خودش می‌گفت دنیای ستارگان. دنیای آسمان. فضای لایتناهی و هرچه در آن بود. «کسی که وارد نجوم می‌شود، عاشقش می‌شود، نمی‌تواند از آن جدا شود. من هم نتوانستم، آن‌ها که از قبل هم عاشق بودند، نتوانستند.» هرچه علاقه آلنوش به آسمان بیشتر می‌شد، علاقه کشور‌های خارجی هم به او شدت می‌گرفت. دولت فدرال آلمان برای جلب نظر آلنوش و مجاب کردن او به خروج دائمی از کشور و حضور در آلمان، تلسکوپ زایسی را به رصدخانه خورشیدی که خود آلنوش بنیانگذار او بود، تقدیم کرد. تلسکوپ به ایران آمد، آلنوش، اما تنها چهار ماه از ایران رفت و دوباره بازگشت. بازگشت و تلسکوپ خورشیدی اهدایی را در کشور به کار گرفت.

از هیچ‌کس نترسیده بودم

خانم دکتر از نمره‌دادن بگویید، آن روز‌ها چطور نمره می‌دادید؟ یکی از همراهان پرسیده بود. قبل از پرسش سقلمه‌ای به دیگران زده و بلند خندیده بود. آلنوش هم شیطنتش را فهمیده بود که رُک جواب داد: «من به هیچ‌کس نمره الکی ندادم، از هیچ‌کس هم نترسیدم.» آلنوش خیره به جوان مقابلش ادامه داده بود: «یکبار فرح دیبا با یکی از فرماندهان گارد شاهنشاهی به رصدخانه تهران آمد و از من پرسید از این آقا نمی‌ترسی؟ گفتم چرا باید بترسم؟ زاهدی گفت پسرش شاگردم در دانشگاه تهران بود و من به او کم نمره داده بودم. من هم خندیدم و گفتم من یاد نگرفتم الکی نمره بدهم، چه پسر شما باشد، چه پسر کسی دیگر.»

تنهایی و گوشه‌نشینی در آسمان

روی آخرین عکس‌های آلنوش با خودکار نوشته بودند، آخرین روز‌های تدریس در دانشگاه تهران. آلنوش میان خنده و خیرگی‌هایش، عکس‌ها را به ملاقات‌کنندگانش نشان داده بود. او سال ۴٨ رئیس گروه تحقیقات ژئوفیزیک تهران و ١٠‌سال بعد به درخواست خودش بازنشسته شد. وقتی پنجاه‌ونه ساله بود، دیدن دنیا از پشت دریچه تلسکوپ را به کار و تدریس در دانشگاه تهران ترجیح داد.

چرا ازدواج نکردید؟ اول آلبوم عکس را بست و بعد جواب داد: «من با کارم ازدواج کردم، خیلی عجیب بود، بچه‌هایم شما هستید، به فکرم هستید، مثل بچه‌های واقعی آدم.» بعد دوباره آلبوم عکس‌هایش را باز کرده و دستش را روی عکسی که در آن از همیشه جوان‌تر بود، کشیده بود. سرش را پایین نگه داشته بود. کسی نمی‌دانست در آن لحظات او به چه چیزی خیره مانده بود، به چه چیزی می‌اندیشید. به عشقی قدیمی که عده‌ای از یاران دور آلنوش ادعا می‌کردند، بابت نرسیدن به او بوده که تجرد را انتخاب کرده یا حتی به عشقی که تنها از دریچه تلسکوپ نمایان بوده. اخترکی با عمری کوتاه میان یک طلوع و غروب یا حتی ابرنواختری که به لحظات انفجارش نزدیک می‌شده.

«از استادان خود راضی هستید؟ بعد از این همه سال، کینه‌ای؟ ناراحتی؟ آن‌ها نگذاشتند شما به فرانسه بروید؟» یکی از همراهان عتیقی پرسیده بود، آلنوش درحالی‌که سرش را هماهنگ با انگشت‌های دست راستش به عقب تکان می‌داد، به همراهانش فهمانده بود که کینه‌ای از کسی به دل ندارد.

بعد بی‌آنکه کسی چیزی بگوید رو کرده بود به دختران همراه در مجموعه و این بار با سرعتی پایین‌تر از مکالمات قبلی‌اش درحالی‌که مکث‌های ممتدی میان دیالوگ‌هایش داشت، گفته بود: «آخرین روز‌هایی که مادرم زنده بود، از او پرسیده بودم اگر بین من و برادرم یکی قرار بود به دانشگاهی در خارج برود، می‌گذاشتی کدام‌مان برویم؟ گفته بود حتما من. گفته بود درس خواندن زن‌ها مهم‌تر از مردهاست، آن‌ها بالاخره کار می‌کنند، اما زن‌ها برای اینکه کار کنند، باید حتما درس بخوانند.» همراهان سکوت کرده بودند، آلنوش که چند دقیقه پیش از این دیالوگ اعلام کرده بود دختران حاضر در جمع هرکدام شاگردان اسبقش هستند، گفته بود دوست دارد هرکدام عالی‌ترین مدارج تحصیلی را طی کنند.

ستاره‌ای که خاموش نشد

آلنوش، مادر نجوم ایران ماند

آن روز بعد از رفتن همراهان، مردمک چشم‌هایش باز هم به اطرافش خیره مانده بود. بند عکس‌هایی در مراسم تقدیر از زنان برتر، مادران نمونه. روز‌هایی که به او نخستین بار گفته بودند، «مادر نجوم ایران» است. آلنوش به دلیل اینکه نخستین زنی بود که نجوم را حرفه‌ای و همراه با تحصیلات دانشگاهی دنبال کرد، مادر نجوم لقب گرفته بود. لقبی که برای خطاب‌کردن شاگردهایش از آن مایه می‌گذاشت. «دخترم، پسرم.» آلنوش چشم‌هایش را از در و دیوار کنده و به آسمان دوخته بود. ماه پررنگ، حتی از آنجایی که آلنوش بود نیز خودش را به چشم‌های او می‌تاباند.

آخرین آرزو‌ها

چند روز بعد از آخرین دیدار حدود ٩‌سال پیش، آلنوش درحالی‌که این‌بار به سقف خیره مانده بود، زمین را به مقصد یکی از چندین ستاره که روزانه در سحابی‌های خیلی دور و نزدیک ما متولد می‌شوند، ترک کرد. سفرش به زمین ٨٩سال طول کشیده بود. دست خالی برگشت. خانه کوچک و پدری‌اش در تهران را به کلیسا برای امور خیریه واگذار و کتابخانه‌اش را هم به کتابخانه ملی اهدا کرد. آلنوش بعد از انفجار ابرنواختری کم‌سو شد.

خیلی‌ها او را از یاد بردند، حتی عکس‌هایی که از او به یادگار مانده است هم خود او نیستند. ابرنواختر آلنوش بعد از مرگ تنها یک آرزو داشت، آرزویی که رد نور آن هنوز هم در آسمان پیداست. «نجوم ما روزگاری زبانزد دنیا بود. روزگاری همه حکما و فضلا نجوم می‌خواندند، اما امروز چه؟ امروز کجای جهان ایستاده‌ایم؟ باید خودمان را به آن روز‌ها نزدیک کنیم. همه شما باید خودتان را به آن روزگار نزدیک کنید، قول بدهید که خودتان را به آن روز‌ها نزدیک کنید.»

آن‌ها یکباره متولد می‌شوند، اما سال‌ها طول می‌کشد تا به لحظه مرگ‌شان برسند. یک انفجار و بعد نور. نوری که قرن‌ها ردش در آسمان می‌ماند و هیچ‌کس نمی‌فهمد متعلق به کدام‌شان بوده. متعلق بوده به ستاره‌ای در کهکشان آندرومدا، مسیه یا همین راه شیری و منظومه شمسی خودمان. ستاره‌ها این‌گونه می‌میرند، کم‌سو می‌شوند و اندکی بعد با یک انفجار موسوم به انفجار ابرنواختری چنان می‌سوزند و می‌میرند که نمی‌توانی چشم از آن‌ها برداری. سال‌ها طول می‌کشد تا نورشان کم و کمتر شود، اما هیچگاه خاموشی مطلق در کارشان نیست. ستاره‌ها، گاهی نام‌شان «آلنوش» می‌شود، شاید در آسمان نباشند، اما عمرشان را به پای آسمان می‌گذارند.

لینک منبع: آلنوش طریان؛ ستاره‌ای که خاموش نشد – نیوز

https://www.news.ir/365630/%D8%A2%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%AF/

اخبار فرهنگی

خداحافظی فرامرز قریبیان را جدی نگیرید! – نیوز



بازتاب خبر news.ir

خبرگزاری ایسنا: فرامرز قریبیان عاشق بازیگری و سینماست و خداحافظی‌اش از این عرصه را نباید جدی گرفت. در سینما از این خداحافظی‌ها بسیار مطرح شده، اما وسوسه سینما به همین راحتی دست از سر او برنمی‌دارد. نباید هم بردارد. هنوز انرژی دارد و خوشبختانه بدن سالمی هم دارد؛ اهل ورزش است و هیچ آلودگی ندارد. حتی سیگار کشیدنش هم فقط سر صحنه و در حد یکی دو پک است.

«فرامرز قریبیان شامگاه روز جمعه ۱۸ بهمن‌ماه در نشست خبری فیلم «خروج» ابراهیم حاتمی‌کیا اعلام کرد که این فیلم آخرین حضور او در سینماست و با این فیلم از بازیگری خداحافظی خواهد کرد. احمد طالبی‌نژاد با تأکید بر این که نقش‌آفرینی قریبیان را در این فیلم و اساساً آثار حاضر در جشنواره را ندیده است از تثبیت سیماچه شخصیتی معترض برای این بازیگر می‌گوید.

فرامرز قریبیان از همان فیلم اولش «خاک» سیماچه شخصیتی معترض را به خود نسبت داد و در اغلب کار‌ها از جمله «گوزن‌ها» و حتی «غزل» که فیلمی عاشقانه بود این سیماچه را حفظ کرد. تعلق او به چنین نقش‌هایی در وهله اول به فیزیک این بازیگر مرتبط است، چون چهره‌ای مردانه و آماده انفجار را در سیمایش می‌بینیم. از چنین چهره‌ای نمی‌توان توقع داشت که نقشی باورپذیر از شخصیتی رمانتیک ارائه کند اگر چه یکی دو بار از جمله در فیلم «امشب اشکی می‌ریزد» چنین نقشی را هم تجربه کرده، اما چهره مردانه او انگ شخصیت‌هایی است که اعتراض دارند. در برخورد شخصی، اما او را انسانی بسیار آرام، متین و باشخصیت خواهید یافت که در عین جدی بودن مهربان است و بر خلاف تصویری که در فیلم‌ها از او سراغ داریم اصلاً پرخاشگر و حتی معترض هم نیست البته چندان آرام هم نیست؛ بی‌قرار است و پرتکاپو و پرهیز از سکون.

وجه دیگر شکل‌گیری این سیماچه برای قریبیان از علاقه او به سینمای وسترن و اکشن می‌آید. او متعلق به نسلی است که با سینمای وسترن دلباخته سینما شدند. دوران نوجوانی و جوانی آن‌ها مقارن با عصر طلایی سینمای وسترن و سینمای نوآر است. طبیعی است که این همزمانی بر شخصیت آن‌ها تأثیر بگذارد. حدود ۳۰ سال پیش مسعود کیمیایی نقل کرده بود که فرامرز قریبیان عاشق فیلم‌های اکشن است تا جایی که وقتی فیلم «خاک» را بازی کرد گفت تا زمانی که اسلحه به دست نگیرم و شلیک نکنم احساس نمی‌کنم که بازیگر شده‌ام.

بی‌خداحافظی

کارنامه بازیگری فرامرز قریبیان البته خالی از فراز و نشیب هم نیست، اما چندین شاه‌نقش از او در سینما به یادگار مانده است از جمله «گوزن‌ها» با آن چشم‌های دودوزن و مهربان «قدرت» شخصیتی که او بازی می‌کرد و براستی که فراموش نشدنی است؛ بخصوص در سکانس معروفی که انگار میدان مسابقه‌ای برای هر دو بازیگر (بهروز وثوقی و فرامرز قریبیان) است. اساساً پررنگترین مؤلفه بازیگری او چشم‌هایش است بخصوص وقتی نمناک می‌شود و تصویری از یک مرد ظاهراً معترض، اما عاطفی را نقش می‌بندد.

«رد پای گرگ» یکی دیگر از بازی‌های خوب قریبیان است و همچنین دو همکاری‌اش با اصغر فرهادی (رقص در غبار و شهر زیبا) که بسیار درخشان هستند؛ بخصوص در «شهر زیبا» که نقش پیرمردی لجوج و متعصب را چنان باورپذیر ارائه می‌کند که انگار این نقش برای او نوشته شده است. البته جای تأسف است که هیچ وقت فرصتی پیش نیامد تا قریبیان همکاری با بهرام بیضایی و ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی را تجربه کند و چند شاه‌نقش دیگر به کارنامه‌اش اضافه شود.

فرامرز قریبیان عاشق بازیگری و سینماست و خداحافظی‌اش از این عرصه را نباید جدی گرفت. در سینما از این خداحافظی‌ها بسیار مطرح شده، اما وسوسه سینما به همین راحتی دست از سر او برنمی‌دارد. نباید هم بردارد. هنوز انرژی دارد و خوشبختانه بدن سالمی هم دارد؛ اهل ورزش است و هیچ آلودگی ندارد. حتی سیگار کشیدنش هم فقط سر صحنه و در حد یکی دو پک است.

همچنان امیدوارم که این خداحافظی جدی نباشد و نباید هم باشد. تا وقتی بازیگر می‌تواند جلوی دوربین ظاهر شود باید کارش را انجام بدهد بخصوص که امروز به شرایط سنی رسیده که بازیگری با شاخصه‌های سنی او کم داریم. امیدوارم خداحافظی او صرفاً نوعی اعتراض باشد و باز هم فرامرز قریبیان را بر پرده سینما ببینیم.»

بی‌خداحافظی

لینک منبع: خداحافظی فرامرز قریبیان را جدی نگیرید! – نیوز

https://www.news.ir/365609/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF/

اخبار فرهنگی