زمان اعلام نتایج هشتمین آزمون استخدامی مشخص شد / مهمترین تغییر در هشتمین آزمون استخدامی



بازتاب خبر news.ir

فاطمه زرین آمیزی درباره فرآیند برگزاری هشتمین آزمون استخدامی دستگاه های اجرایی، گفت: طبق مصوبه ۲۹ آذر سال ۹۹ ستاد ملی مدیریت کرونا، هشتمین آزمون استخدامی دستگاه های اجرایی کشور در راستای جذب و استخدام نیروی مورد نیاز ۸۱ دستگاه اجرایی در ۲۴۰ شغل برای جذب و استخدام ۳۸ هزار و ۱۸۴ نفر در دو نوبت برگزار شد.

 سخنگوی سازمان سنجش آموزش کشور گفت: (زمان اعلام نتایج آزمون استخدامی) نتایج هشتمین آزمون استخدامی دستگاه‌های اجرایی دهه اول بهمن ۹۹ اعلام می‌شود.

او با بیان اینکه این آزمون در ۱۸۹ شهر و ۲ هزار و ۷۳۰ حوزه برگزار شد، تصریح کرد: نوبت نخست این آزمون روز پنج شنبه ۱۱ دی با رقابت ۲۹۷ هزار و ۹۶ نفر برگزار شد. جمعه دوازدهم دی نیز ۲۶۵ هزار و ۵۸۰ نفر در این آزمون به رقابت پرداختند.


>>>بیشتر بدانید: تمدید زمان ثبت نام آزمون استخدامی وزارت بهداشت تا جمعه


برگزاری متفاوت آزمون استخدامی امسال

سخنگوی سازمان سنجش درباره داوطلبان کرونایی این آزمون گفت: فرم خوداظهاری داوطلبان مبتلا به کرونا در درگاه سازمان سنجش به منظور هماهنگی با وزارت بهداشت جهت برگزاری آزمون این افراد در بیمارستان‌های منتخب وزارت بهداشت از روز چهارشنبه، ۳ دی تا پنج شنبه، ۴ دی فعال شد. در این مدت ۱۴۰ داوطلب مبتلا به کرونا شناسایی شدند که تمامی این افراد در بیمارستان بستری هستند.

مدیر کل روابط عمومی سازمان سنجش تصریح کرد: در آزمون استخدامی ۵۶۲ هزار و ۶۷۶ نفر شرکت کرده اند که در نهایت ۳۸ هزار نفر جذب خواهند شد.

زرین‌آمیزی افزود: چینش صندلی‌های آزمون با فاصله ۱.۵ متر انجام شد و محل جداگانه در حد کلاس برای داوطلبانی که دارای شرایط سرماخوردگی یا علائم مشکوک بودند در نظر گرفته شده بود.

سخنگوی سازمان سنجش در ادامه درباره زمان اعلام نتایج هشتمین آزمون استخدامی این آزمون گفت: نتیجه نهایی این آزمون در دهه نخست بهمن ماه منتشر می شود.


>>>بیشتر بخوانید: جمعه؛ مهلت نام‌نویسی در آزمون استخدامی دانشگاه‌های علوم پزشکی


مهمترین تغییر هشتمین آزمون استخدامی

مهمترین تغییر در هشتمین آزمون استخدامی بنا بر اعلام سازمان اداری و استخدامی کشور اعمال سهمیه بومی گزینی است. بر این اساس و با توجه به ماده واحده قانون اصلاح ماده (۴۴) قانون مدیریت خدمات کشوری (مصوبه مورخ ۱۶‏‏‏‏/۰۶‏‏‏‏/۱۳۹۹ مجلس شورای اسلامی‏) مصوبه شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، تعیین اولویت برای متقاضیان بومی شهرستانی (به استثنای شهرستان تهران و مراکز استان‌ها) در آزمون‌های مشترک دستگاه‌های اجرایی کشور اجرایی شد. بر اساس این بخشنامه به داوطلبان بومی شهرستانی برای استخدام در محل سکونت اولویت داده می شود.

این قانون شامل اولویت قائل شدن برای جذب داوطلبان بومی شهرستانی به استثنای شهر تهران و مراکز استان‌هاست.

تکمیل و ارائه فرم استشهاد محل سکونت برای برخورداری از اولویت بومی منحصرا برای داوطلبانی که بعد از اعلام نتایج آزمون تستی دارای حدنصاب لازم برای مرحله معرفی چندبرابر جهت مصاحبه دستگاه‌های متقاضی هستند، ضروری است.


>>>بیشتر بدانید: آغاز ثبت نام آزمون استخدامی وزارت بهداشت


اولویت بومی در آزمون استخدامی چگونه اعمال می شود؟

نمره کسب شده داوطلب بومی شهرستانی در آزمون کتبی مجموع وزن ۴۰ درصد برای حیطه عمومی و ۶۰ درصد برای حیطه تخصصی با ضریب یک و چهار دهم ۱/۴ محاسبه و ملاک عمل قرار می‌گیرد.

حد نصاب آزمون، کسب حداقل ۵۰ درصد نمره کسب شده نفر اول با ارزش وزنی ۴۰ درصد برای حیطه عمومی و ۶۰ درصد برای حیطه تخصصی در هر شغل- شهرستان در هر یک از دستگاه‌های اجرایی است.

باشگاه خبرنگاران جوان

 

لینک منبع: زمان اعلام نتایج هشتمین آزمون استخدامی مشخص شد / مهمترین تغییر در هشتمین آزمون استخدامی

https://www.news.ir/365806/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AE%D8%B5-%D8%B4/

اخبار فرهنگی

نیما از زبان نیما؛ من شاعر رنج مردم هستم – نیوز



بازتاب خبر news.ir

روزنامه همشهری: در سال ۱۳۱۵ هجری قمری [۱۲۷۶ شمسی]ابراهیم نوری، مرد شجاع و عصبانی از افراد یکی از دودمان‌های قدیمی شمال ایران محسوب می‌شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به زندگانی کشاورزی و گله‌داری خود مشغول بود. در پاییز همین سال زمانی که او در مسقط‌الراس ییلاقی خود یوش منزل داشت من به دنیا آمدم، پیوستگی من از طرف جده به گرجی‌های متواری از دیر زمانی در این سرزمین می‌رسد.

نیما از زبان نیما

زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی‌بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق قشلاق می‌کنند و شب بالای کوه‌ها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می‌شوند. از تمام دوره بچگی خود من به‌جز زد و خورد‌های وحشیانه و چیز‌های مربوط به زندگی کوچ‌نشینی و تفریحات ساده آن‌ها در آرامش یکنواخت و کور بی‌خبر از همه جا چیزی به‌خاطر ندارم.

در همان دهکده که من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغ‌ها دنبال می‌کرد و به باد شکنجه می‌گرفت، پا‌های نازک مرا به درخت‌های ریشه و گزنه‌دار می‌بست، مرا با ترکه‌های بلند می‌زد و مجبور می‌کرد به از بر کردن نامه‌هایی که معمولا اهل خانواده دهاتی به‌هم می‌نویسند و خودش آن‌ها را به‌هم چسبانیده و برای من طومار درست کرده بود.

اما یک سال که به شهر آمده بودم اقوام نزدیک من مرا به همپای برادر از خود کوچک‌ترم (لادبن) به یک مدرسه کاتولیک واداشتند. آن‌وقت این مدرسه در طهران به مدرسه عالی سن‌لویی شهرت داشت. دوره تحصیل من از اینجا شروع می‌شود. سال‌های اول زندگی مدرسه من به‌زد و خورد با بچه‌ها گذشت. وضع رفتار و سکنات من، کناره‌گیری و حجبی که مخصوص بچه‌های تربیت شده در بیرون شهرست موضوعی بود که در مدرسه مسخره برمی‌داشت. هنر من خوب پریدن و با رفیقم حسین پژمان فرار از محوطه مدرسه بود. من در مدرسه خوب کار نمی‌کردم. فقط نمرات نقاشی به داد من می‌رسید.

نیما از زبان نیما

اما بعد‌ها در مدرسه مراقبت و تشویق یک معلم خوش‌رفتارکه نظام‌وفا شاعر بنام امروز باشد مرا به خط شعر گفتن انداخت. این تاریخ مقارن بود با سال‌هایی که جنگ‌های بین‌المللی ادامه داشت. من در آن‌وقت اخبار جنگ را به زبان فرانسه می‌توانستم بخوانم. شعر‌های من درآن‌وقت به سبک خراسانی بود که همه چیز در آن یک جور و به‌طور کلی دور از طبیعت واقع و کمتر مربوط با خصایص زندگی شخص گوینده وصف می‌شود. آشنایی با زبان خارجی راه تازه را در پیش چشم من گذاشت. ثمره کاوش من در این راه بعد از جدایی از مدرسه و گذرانیدن دوران دلدادگی، بدانجا می‌انجامد که ممکن است در منظومه «افسانه» من دیده شود.

قسمتی از این منظومه در روزنامه دوست شهید من میرزاده‌عشقی چاپ شد. ولی قبلا در سال۱۳۰۰ منظومه به‌نام «قصه رنگ پریده» را انتشار داده بودم. من پیش از آن شعری در دست ندارم. در پاییز سال۱۳۰۱ نمونه دیگر از شیوه کار خود «ای شب» را که پیش از این تاریخ سروده بودم و دست به‌دست خوانده و رانده شده بود در روزنامه هفتگی نوبهار دیدم.

شیوه کار من در هر کدام از این قطعات تیر زهرآگینی مخصوصا درآن زمان به طرف طرفداران سبک قدیم بود. طرفداران سبک قدیم آن‌ها را قابل درج و انتشار نمی‌دانستند. با وجود آن سال۱۳۴۲ هجری بود که اشعار من صفحات زیاد منتخبات آثار شعرای معاصر را پرکرد.

عجب آنکه نخستین منظومه من قصه رنگ پریده هم که از آثار بچگی من به‌شمار می‌آید، در جزو مندرجات این کتاب و در بین نام آن همه ادبای ریش و سبیل‌دار خوانده می‌شد و به‌طوری قرارگرفته بود که شعرا و ادبا را نسبت به من و مولف دانشمند کتاب (هشترودی‌زاده) خشمناک می‌ساخت.

مثل اینکه طبیعت آزاد پرورش یافته من در هر دوره از زندگی من باید با زد و خورد رودررو باشد. اما انقلابات حوالی سال‌های۱۲۹۹و ۱۳۰۰ در حدود شمال ایران مرا از هنر خود پیش از انتشار این کتاب دور کرده بود و من دوباره به‌طرف هنر خود می‌آمدم. این تاریخ مقارن بود با آغاز دوره سختی و فشار برای کشور من. ثمره‌ای که این مدت برای من داشت این بود که من روش کارخود را منظم‌تر پیدا کنم؛ روشی که در ادبیات زبان کشور من نبود و من به زحمت عمری زیر بار خودم و کلمات و شیوه کار کلاسیک راه را صاف کرده و آماده کرده و اکنون در پیش نسل تازه نفس می‌اندازم.

نیما از زبان نیما

در اشعار آزاد من وزن و قافیه به‌حساب دیگر گرفته می‌شوند.کوتاه و بلند شدن مصرع‌ها در آن‌ها بنا بر هوس و فانتزی نیست. من برای بی‌نظمی هم به نظمی اعتقاد دارم. هر کلمه من از روی قاعده دقیق به کلمه دیگر می‌چسبد و شعر آزاد سرودن برای من دشوارتر از غیرآن است.

مایه اصلی اشعار من رنج من است. به عقیده من گوینده واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود و دیگران شعر می‌گویم. فرم و کلمات و وزن و قافیه در همه وقت برای من ابزار‌هایی هستند که مجبور به عوض کردن آن‌ها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد. در دوره زندگی خود من هم از جنس رنج‌های دیگران سهم‌هایی هست به‌طوری که من بانوی خانه و بچه دارو ایلخی‌بان و چوپان ناقابلی نیستم. به این جهت وقت پاکنویس برای من کم است. اشعار من متفرق به‌دست مردم افتاده یا درخارج کشور به توسط زبان‌شناس‌ها خوانده می‌شود.فقط از سال۱۳۱۷ به بعد جزو هیأت تحریریه «مجله موسیقی» بوده‌ام و به حمایت دوستان خود در این مجله اشعار خود را مرتبا انتشار داده‌ام.

من مخالف بسیار دارم، می‌دانم، چون خود من به‌طور روزمره دریافته‌ام، مردم هم باید روزمره دریابند. این کیفیت تدریجی و نتیجه کار است. مخصوصا بعضی از اشعار مخصوص‌تر به‌خود من، برای کسانی که حواس جمع در عالم شاعری ندارند مبهم است. اما انواع شعر‌های من زیادند. چنان‌که دیوانی به‌زبان مادری خود به‌اسم «روجا» دارم. می‌توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد بدون سروصدا می‌توان آب برداشت.

خوشایند نیست اسم بردن از داستان‌های منظوم خود به سبک‌های مختلف که هنوز به دست مردم نیفتاده است. باقی شرح حال من همین می‌شود: در طهران می‌گذرانم. زیادی می‌نویسم، کم انتشار می‌دهم و این موضوع مرا از دور تنبل جلوه می‌دهد.

ارزش استمرار 

مرتضی کاردر: نیما یوشیج زمانی پا به عرصه شعر می‌گذارد که چند سالی است تغییر در شعر فارسی آغاز شده. شعر‌های شاعران اروپایی به فارسی ترجمه می‌شود. شعر در روزگار مشروطه و سال‌های بعد به زبان زندگی روزمره نزدیک می‌شود. شعر فارسی کم‌کم شعر صلب سال‌ها و قرن‌های گذشته نیست. سنت چندصدساله در آستانه تغییر است. نظام نشانه‌ها دستخوش تغییر شده، نشانه‌های تسامح و تزلزل در ساختار شعر نیز گاه و بیگاه به چشم می‌خورد.

نیما از زبان نیما

نوگرایان آشنا به شعر اروپایی، تحت‌تأثیر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، نوگرایی در شعر را آغاز کرده‌اند. نیما به اقتضای سن و سال، کمی دیر به صف نوگرایان می‌پیوندد؛ درست زمانی که نوگرایان یکی‌یکی تلف می‌شوند. تقی رفعت خودکشی می‌کند. میرزاده عشقی ترور می‌شود. شعر ابوالقاسم لاهوتی فدای آرمان‌های سوسیالیستی می‌شود. شمس کسمایی و جعفر خامنه‌ای نوگرایی‌های‌شان را پی نمی‌گیرند. نیما همین‌قدر می‌تواند که ویرایش‌های نخست بند‌هایی از شعر را به روزنامه «قرن بیستم» میرزاده عشقی برساند و نام خود را به‌عنوان نفر آخر نوگرایان سال‌های پس از مشروطه ثبت کند.

نیما که از مدرسه سن‌لویی فارغ‌التحصیل شده، به استخدام وزارت مالیه درمی‌آید. در سال۱۲۹۹ «قصه رنگ پریده، خون سرد» و در سال۱۳۰۵ «خانواده سرباز» را منتشر می‌کند. نیما هنوز در مرز سنت و نوگرایی قدم می‌زند. هنگام انتشار «افسانه» جوانی است بیست‌وپنج‌ساله و طبیعی است که جدی گرفته نمی‌شود و هنوز مرجعیتی ندارد که تأثیرگذار باشد و در غیبت نوگرایان رهبری جریان نوگرایی در شعر را به‌عهده بگیرد.

سال‌های بعد سال‌های تنهایی و فراموشی است. پس از استقرار حکومت رضاخان، از شور و نشاط و آزادی‌های سال‌های پس از مشروطه خبری نیست. بهار مطبوعات خزان می‌شود و روزنامه‌ها یکی‌یکی تعطیل می‌شوند. نیما کار دولتی را تاب نمی‌آورد و بیکار می‌شود. همراه همسرش عالیه که معلم است به شهر‌های شمالی می‌رود. اغلب بیکار است و گاه تدریس می‌کند. سال‌های فترت شاعر آغاز شده؛ سال‌های فقر و تنگدستی و بیکاری. گاهی شعر می‌گوید، گاهی داستان و یادداشت‌های روزانه می‌نویسد و گاهی چیزی نمی‌نویسد، اما هنوز رؤیای تغییر در سنت شعر فارسی را در سر دارد. چیزی نمی‌تواند نیما را از راهی که در پیش گرفته بازدارد. او یکسره باور است و اعتمادبه‌نفس، بی‌لحظه‌ای تردید.

نیما از زبان نیما؛ من شاعر رنج مردم هستم

چند سال بعد به تهران بازمی‌گردد. بیکاری همچنان ادامه دارد. در خلال این سال‌ها نوگرایان دیگری پا به عرصه گذاشته‌اند. آن‌ها می‌کوشند سکه نوگرایی را به نام خود ضرب کنند، اما کمی بعد، از حرکت می‌ایستند و مثل نوگرایان پیشین نمی‌توانند ادامه دهند.

ثبت نام نیما به‌عنوان پیشوای نوگرایی و پدر شعر نو بیش از هر چیز مدیون استمرار اوست. او نیز می‌توانست نوگرایی را کنار بگذارد و نامی فراموش‌شده در تاریخ ادبیات امروز باشد. نوگرایی و تجدید حیات شعر برای نیما تفنن یا هوس زودگذر یا راهی برای شعار‌های سیاسی و یا فرصتی برای جلوه‌گری نیست، نوگرایی هدف نیما یوشیج است و چیزی نمی‌تواند او را از رسیدن به هدف خود بازدارد.

راه نیما برای رسیدن به شعر نو راه درازی است آکنده از آزمون و خطا و کوشش بسیار. کارنامه شعری او پر برگ و بار است. در کارنامه نیما شمار شعر‌هایی که در مقایسه با شاهکار‌های او معمولی به شمار می‌روند، کم نیست. اما او آن‌قدر آزمون و خطا می‌کند که سرانجام شعر‌های بزرگ و شاهکارهایش در خلال آزمون و خطا خلق می‌شوند.

سال‌های ۱۳۱۶ و ۱۳۱۷ آغاز دوباره نیما یوشیج است. «ققنوس» و «غراب» شعرهایی‌هستند که نیمای تازه را معرفی می‌کنند. تغییر ساختار شعر سنتی فارسی، بسیاری را در صف مخالفان نیما قرار می‌دهد. نیما دیگر شاعر جوان سال انتشار افسانه نیست، مردی میانسال است، اما هنوز مثل سال‌های جوانی سر جنگ با سنت‌های گذشته را دارد. پس بی‌توجه به مخالفت‌ها راه خود را می‌رود.

نیما از زبان نیما؛ من شاعر رنج مردم هستم

همزمان، به‌نظریه‌پردازی در شعر مشغول می‌شود و محصول سال‌ها تأمل و تجربه را کم‌کم منتشر می‌کند تا همگان دریابند آنچه او درنظر دارد، تنها به صورت شعر محدود نمی‌شود. می‌کوشد نظریه را در شعر اجرا کند تا نظریه‌های او پیش از همه در شعر خودش تجلی کند. سال‌های دهه۱۳۲۰ سال‌های نیماست. کم‌کم شاعران جوان می‌آیند و نیمای بزرگ را کشف می‌کنند. نخستین پیروان نیما شعر‌های او را سرمشق قرار می‌دهند و جریان نوگرایی در شعر فارسی آغاز می‌شود. نیما دیگر تنها نیست.

هر چه بیشتر می‌گذرد نیما ارزش و اهمیت و جایگاه بیشتری می‌یابد. شعر‌ها و دیدگاه‌های نیما درباره شعر بیشتر درک می‌شود. کم‌کم نیما قدر و منزلتی پیدا می‌کند که افسانه‌ای است. تحولات شعر فارسی ادامه پیدا می‌کند. در سال‌های دهه‌های ۴۰ و ۵۰، وقتی که دیگر شاعر از جهان رفته است، هر چندسال جریانی تازه پدید می‌آید و هر کدام از جریان‌ها خود را ادامه واقعی شعر نیما می‌دانند. حرکتی که او آغاز کرده، حتی به قالب‌های سنتی نیز سرایت می‌کند و غزل نیمایی شکل می‌گیرد و….راهی که نیما آغاز کرده است تا امروز هم ادامه دارد. شعر امروز تا هنوز هم شعر نیمایی است.

نیما از زبان نیما

در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۴ خورشیدی نیما با عالیه جهانگیر که خواهرزاده میرزاجهان‌گیرخان صوراسرافیل بود، آشنا شد، او را به عقد درآورد و یک سال بعد، با او ازدواج کرد. ازدواج آن‌ها مصادف با درگذشت پدر نیما، میرزا ابراهیم، شد. چنین بود که مجلس عروسی آن ۲ بسیار مختصر و ساده بر پا شد. در ابتدای زندگی آن‌ها، عالیه که هنوز با طبع ایلیاتی نیما آگاه نبود، بسیار با وی مشاجره می‌کرد. دکتر خانلری که جلسات نیما در دانشگاه تهران را به هم می‌زد، اما این دو علاوه بر این رابطه خصمانه با هم رابطه‌‌ای فامیلی نیز داشتند (دکتر خانلری پسرخاله مادر نیما بود) و نیما چند صباحی استاد او بود. خانلری خاطراتی از نیما نوشته که گاه بسیار خنده‌دارند:

عالیه خانوم همسر نیما با آن‌که اهل ذوق و سواد بود از این‌که شوهرش کاری نمی‌کرد و نه مقام و منصبی دارد و نه حقوق قابلی بسیار دلخور بود و او را تحقیر می‌کرد و گاهی کارش یه خشونت هم می‌کشید. خانواده‌ او هم از داشتن چنین دامادی چندان سرفراز نبودند و نیما را بی‌کاره و بی‌عرضه می‌دانستند. اما این رفتار در روحیه نیما تاثیری نداشته و او را از راه خود منصرف نمی‌کرد. نیما به خودش و کارش اعتقاد کامل داشت و هیچ یک از شاعران و ادیبان آن روزگار را داخل آدم حساب نمی‌کرد. حرکاتی ساده و دهاتی داشت که حتی در طرز لباس پوشیدنش هم اثر می‌گذاشت.

نمونه‌ای از ساده‌لوحی‌های او این‌که پیش ما درد دل می‌کرد و می‌گفت از این‌که همسرش (عالیه خانم) قدر او را نمی‌داند و اعتقادی به عظمت مقام معنویش ندارد شکایت می‌کرد و از ما چاره‌جویی می‌کرد. می‌گفت همسرم خیلی هم حسود است و اگر بداند یا گمان کند که شهرت و مقام ادبی من روز به روز بیشتر می‌شود و همه مرا نابغه می‌دانند و دختران خوشگل عاشق من هستند البته رفتارش با من تغییر خواهد کرد و بهتر خواهد شد.

 

پرسیدیم چطور می‌شود این مطلب را به همسرش تلقین کرد. قرار بر این شد که نامه‌ای از قول دختر شانزده ساله‌ای خوشگل جعل کنیم که در آن نسبت به نیما اظهار عشق شدید بکند و به تاکید بگوید او را کسی در ردیف ویکتور هوگو می‌داند و آرزو دارد که او را ببیند و دست در گردنش بیاندازد و این لذت افتخار نصیبش شود که با چنین نابغه‌ای آشنا شود و سراسر وجودش از عشق او سرشار است.

 

نوشتن چنین نامه‌ای مشکل نبود. مشکل این بود که به چه طریق نامه را در دسترس خانوم بگذاریم که باورش شود. آخر قرار بر این شد که شبی او پنجره رو به کوچه را باز بگذارد و ما در موقعی که او و همسرش نشسته‌اند و نامه را طوری که خودمان دیده نشویم از لای پنجره در اتاق بیاندازیم و فرار کنیم.

 

فردا صبح برای تحقیق درباره نتیجه به سراغ نیما رفتیم. معلوم شد که هم خودش و هم همسرش بسیار ترسیده‌اند. خانمش پس از چند دقیقه نامه را برداشته و خوانده و به نیما گفته که دیگر در خانه او امنیت ندارد و دفعه دیگر ممکن است گماشتگان معشوق او در قصد جان همسرش باشند و همان شبانه خانه را ترک کرده و به عنوان قهر رفته خانه برادرش. به هر حال پس از یک هفته کار به آشتی انجامید و نمی‌دانم که آیا این بار بر اثر تدبیر کودکانه ما همسر نیما با او مهربان‌تر شد یا نه.

لینک منبع: نیما از زبان نیما؛ من شاعر رنج مردم هستم – نیوز

https://www.news.ir/365772/%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%9B-%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA-2/

اخبار فرهنگی

شیرین یزدان‌بخش؛ مادری که فرزند ندارد – نیوز



بازتاب خبر news.ir

روزنامه همشهری – الناز عباسیان: تصورش هم کمی سخت است. چندین سال بعد از بازنشسته شدن از یک کار روتین و اداری و درست وقتی که اصلا به بازیگری فکر هم نمی‌کنی در سن ۶۷ سالگی پایت به دنیای سینما و بازیگری باز شود.

جالب‌تر اینکه در همین نخستین حضور در عرصه هنرپیشگی و فیلم سینمایی «لطفا مزاحم نشوید» سیمرغ بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر هم را بگیری. این‌ها گوشه‌ای از سرنوشت جالب شیرین یزدان‌بخش است که خیلی اتفاقی بازیگر شده و توانسته با ایفای نقش مادر در سینما جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

گرچه چند سالی است در نقش مادر‌های مهربان و دوست‌داشتنی هنرنمایی می‌کند، اما با تفاوت‌هایی که میان نقش‌ها قائل می‌شود از تکرار فرار می‌کند. به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (س) و روز مادر سراغ او رفته‌ایم و از نقش‌های مادرانه‌اش پرسیده‌ایم. این گفتگو وقتی برایمان جالب شد که متوجه شدیم او هرگز در زندگی واقعی‌اش مادر نشده و این حس و حال مادری را فقط در فیلم‌هایش تجربه کرده و دوستش دارد. خواندن این گفت‌وگوی صمیمی با مادر ۷۱ ساله سینمای ایران خالی از لطف نیست.

اجازه بدهید سؤال اول را از نقش‌های مادرانه‌تان شروع کنیم. شما در همه فیلم‌هایتان نقش مادر را ایفا کرده‌اید، اما وقتی به نقش‌هایتان دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم که از بازی کلیشه‌ای دور بوده و هر بار نقش مادری متفاوت را به نمایش کشیده‌اید. گاهی، چون مادر شهیدی در «بوسیدن روی ماه» از سال‌ها چشم انتظاری روایت می‌کنید و گاهی هم چهره متفاوتی از یک مادر را در «ابد و یک روز» به نمایش می‌گذارید. از این حس و حال‌های متفاوت مادری برایمان بگویید.

اتفاقا در هر دو نقش که گفتید و حتی نقش‌های دیگری که به‌عنوان مادر بازی کرده‌ام همیشه عشق به فرزند و مهربانی بی‌حد و مرز مادر را نشان داده‌ام. اما خب شرایط اجتماعی در سبک زندگی مادران هم بی‌تأثیر نبوده و محبت‌شان را با رفتاری متفاوت از یکدیگر نشان می‌دهند.

خودتان بیشتر کدام نقش مادری را که بازی کردید، دوست دارید؟

همه نقش‌هایم را دوست داشته‌ام که بازی کرده‌ام.

بازی کدامیک از همکاران در نقش مادر برایتان همیشه خاطره‌ساز و دوست‌داشتنی بوده است؟

من در حدی نیستم که از بازی زیبای پیشکسوتان این حوزه صحبت کنم. بسیاری از مادر‌های بازیگر هستند که به‌خوبی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی هنرنمایی کرده‌اند. اگر اجازه می‌دهید اسم کسی را نبرم تا خدایی نکرده کسی از قلم نیفتد.

از حس و حال مادری در دنیای واقعی برایمان بگویید. چند فرزند دارید؟

راستش را بخواهید من مادر بودن و این حس زیبا را فقط در فیلم‌هایم تجربه کردم و هیچ وقت فرزندی نداشتم. البته نداشتن فرزند هم به خواست من و همسرم بود. همسرم جوان بود که فوت کرد. گرچه ۴۲ سال داشت، اما به‌نظر من جوان بود و سن و سال زیادی نداشت. رفیق و همدم من بود. در اوج جوانی او را از دست دادم. نداشتن او بغض همیشگی زندگی من است. حالا هر وقت می‌خواهم حس دلتنگی و از دست دادن را در نقش‌هایم خوب تجربه کنم به یاد غم از دست دادن این عزیزم می‌افتم.

اجازه بدهید کمی فضای گفتگو را عوض کنیم. چطور در این سن و سال پای شما به سینما کشیده شد؟

من ۳۲ سال کارمند دولت بودم در شرکت دخانیات که وابسته به وزارت صنایع و معادن بود کار می‌کردم. دقیقا ۳۱ سال و ۶‌ماه در آنجا کار کردم و به‌عبارتی عمری به‌کار اداری صبح تا بعد ازظهر عادت کرده بودم. کار را دوست داشتم و هیچ وقت هم از این کار خسته نمی‌شدم. وقتی بازنشسته شدم خیلی حوصله‌ام سر می‌رفت. بهترین دارو را خواهرم برای من تجویز کرد؛ اینکه به تماشای تئاتر و دیدن کنسرت بروم. گفت: شیرین تو تنهایی، نه بچه‌ای دور و برت داری و نه آقابالاسری. بیا برو فیلم و تئاتر ببین. تو که این همه عاشق موسیقی هستی برو تماشای کنسرت. به همین‌خاطر برنامه حضور در سالن‌های نمایش و تماشای تئاتر و همچنین رفتن به کنسرت را برای خودم تعیین کردم. دیگر رفتن به تئاتر جزء برنامه روزانه من شده بود و اغلب تئاتری‌ها را مرا به‌عنوان تماشاگر پای ثابت می‌شناختند.

در جوانی دوست داشتید بازیگر شوید یا حتی بعد از بازنشستگی و با تماشای نمایش‌های بسیار به سرتان نزده بود که بازیگر شوید؟

نه ابداً.

پس چطور سر از سینما در آوردید؟

همه چیز زیر سر افشین هاشمی است. او خودش بازیگر و نویسنده و کارگردان است. او مرا برای بازی به محسن عبدالوهاب معرفی کرد. اولش اصلا راضی نمی‌شدم، اما افشین رگ خواب مرا می‌دانست و مرا راضی کرد.

از ورود به دنیای بازیگری پشیمانید؟

بحث پشیمانی نیست. هر چیزی ذوق و شوق خودش را می‌طلبد. شاید اگر جوان‌تر بودم بیشتر ذوق بازیگری داشتم. بیشتر به فکر نشان دادن استعداد و گرفتن جایزه و دیپلم افتخار بودم. البته از گرفتن جوایزم خوشحالم و ناشکری نمی‌کنم، اما خب دیگر سن و سالی از من و این شور و شوق جوانی گذشته است.

فکر می‌کردید با نخستین بازی‌تان در جشنواره فیلم فجر برگزیده و تندیس بلورین سیمرغ بگیرید؟

نه ابداً. اصلاً دنبال این چیز‌ها نبودم. سرم به خواندن کتاب و موسیقی مشغول بود. من از همه دوستان و عوامل فیلم‌هایی که بازی کردم، به‌ویژه کارگردان‌های فیلم‌ها تشکر و قدردانی می‌کنم. من پیرزنی هستم که نه کلاس بازیگری رفتم و نه تمرین تئاتر می‌کردم. این دوستان بودند که به من اعتماد کرده و در هر سکانس فیلم مرا همراهی کردند. بی‌تعارف می‌گویم که من کاری نکرده‌ام و همگی، تلاش این دوستان بوده است. اگر جایزه گرفتم از کاربلدی کارگردان فیلم‌هاست.

البته شما خیلی شکسته‌نفسی می‌کنید. به هر حال بازی خوب شما را نمی‌توان نادیده گرفت؟

من بازی نمی‌کنم، زندگی می‌کنم.

دوست دارید حالا که وارد دنیای بازیگری شدید نقش خاصی را بازی کنید یا بیش از پیش خوش بدرخشید؟

نه مادرجان. من خیلی دنبال این چیز‌ها نیستم. الان هم دست خودم باشد فیلم جدید بازی نمی‌کنم. گاهی آن‌قدر اصرار می‌کنند که من در رودروایسی و تعارف و از سر ارادتی که به دوستان دارم پیشنهادشان را قبول می‌کنم.

پس اهل مطالعه هم هستید؟

بله قبلا خیلی زیاد. همسرم اهل کتاب خریدن بود. عشقش این بود که جلوی کتابفروشی‌های دانشگاه تهران قدم بزند و کتاب بخرد. خودم کتاب‌های مختلفی می‌خواندم؛ از رمان‌های ایرانی و خارجی تا کتاب‌هایی در زمینه آمار و ژئوپلیتیک گرسنگی! یا کتابی خریده بودیم به نام «هنر در گذر زمان» که نمی‌شد یک دستی بلندش کرد! از آنجا که شرکت ما هم کتابخانه خیلی بزرگی داشت از مطالعه دور نماندم. شاید اصلا همین مطالعه زیاد بود که حالا مجبورم کتاب نخوانم.

چرا کتاب نخوانید؟

نه، به‌دلیل افزایش فشار چشم دیگر نمی‌توانم کتاب بخوانم. پزشکان تشخیص دادند که فشار چشمم بالاست و باید احتیاط کنم. خودم حس می‌کنم وقتی مطالعه می‌کنم چشم‌هایم اذیت می‌شوند. با این حال عاشق کتابم و دوست دارم حداقل از طریق رادیو گاهی کتاب بشنوم. همدم این روز‌های من رادیوست و البته شنیدن موسیقی.

شیرین یزدان‌بخش: مادر بودن را در فیلم‌ها تجربه کردم

چه خوب پس دوستدار موسیقی هستید. بیشتر چه سبک موسیقی را دوست دارید؟

من موسیقی را دیوانه وار دوست دارم. هم سنتی و هم پاپ را می‌پسندم، اما بیشتر با سن و سال من موسیقی سنتی تناسب دارد. (با لبخند). بیشتر اوقات که تالار وحدت کنسرت موسیقی سنتی برگزار می‌کند من شرکت می‌کنم. موسیقی پاپ را هم اگر خوب باشد گوش می‌دهم. برای مثال آثار استاد محمد نوری، محمد اصفهانی در سبک پاپ شنیدنی هستند. به‌نظر من اگر موسیقی اصالتی داشته باشد فرق نمی‌کند پاپ باشد یا سنتی. ساز سولو را هم دوست دارم. مثل سمفونی‌های بتهوون و موتزارت. از این نظر خیلی با همسرم هماهنگی داشتیم. آن موقع تمام نوار کاست‌های این‌ها را داشتیم و گوش می‌کردیم؛ مثلا باله «فندق شکن» چایکوفسکی را.

شما که اینقدر به موسیقی علاقه دارید نوازندگی هم می‌کردید؟

نه متأسفانه. وقتی ۸ سالم بود جزو گروه سرود مدرسه بودم و برنامه اجرا می‌کردم. همه به من می‌گفتند به تو می‌خورد خواننده شوی! خانواده‌ام هم از موسیقی بی‌بهره نبودند و می‌شود ادعا کنم که این علاقه ریشه خانوادگی دارد. پدر و مادرم علاقه زیادی به موسیقی داشتند. با اینکه پدرم ارتشی بود، اما علاقه زیادی به موسیقی و ساز داشت. خودش هم تار می‌زد. شوهرخاله‌ام عموی فرهنگ شریف بود؛ یعنی دورادور با موسیقی در ارتباط بودیم، اما خودمان بیشتر شنونده بودیم. دوست داشتم موسیقی را دنبال کنم، اما خیلی زود و تقریبا ۱۹ ساله بودم که کارمند شدم. تا ۵۰ سالگی سر کار می‌رفتم و فرصتی برای پرداختن به هنر موسیقی و کار‌هایی از این قبیل نداشتم. گرچه از قدیم گفته‌اند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است، اما بعضی رشته‌ها مثل موسیقی واقعا نیاز به کسب تخصص و مهارت در دوران جوانی دارد و من دیگر حال و حوصله یادگرفتن نت‌های موسیقی و چیز‌هایی از این قبیل در سن ۵۰ سالگی را نداشتم. اما عوض آن الان فقط شنونده پروپاقرص موسیقی هستم.

کمی گزیده کار می‌کنید. علت خاصی دارد؟ پیشنهاد‌های زیادی هم برای بازی به شما می‌شود، ولی بیشتر نقش‌ها را نمی‌پذیرید.

چندان توان و کشش این کار را ندارم. در این سن و سال باید بیشتر به وضعیت جسمانی‌ام توجه کنم و حواسم به وقت خواب و استراحتم باشد.

صحبت پایانی؟

حالا که قرار است گفت‌وگوی ما در آستانه روز مادر منتشر شود از همین‌جا این روز را به همه بانوان ایرانی و مادران دوست‌داشتنی این سرزمین تبریک عرض می‌کنم. دعا می‌کنم خداوند فرزندانشان را برایشان حفظ کند. جا دارد یادی هم از مادر عزیزم فروغ جان کنم که سال‌هاست دار فانی را وداع گفته و امیدوارم روحش شاد باشد.

من پیرزنی هستم که نه کلاس بازیگری رفتم و نه تمرین تئاتر می‌کردم. این دوستان بودند که به من اعتماد کرده و در هر سکانس فیلم مرا همراهی کردند. بی‌تعارف می‌گویم که من کاری نکرده‌ام و همگی، تلاش این دوستان بوده است. اگر جایزه گرفتم از کاربلدی کارگردان فیلم‌هاست

بازی سخت در آشغال‌های دوست داشتنی

شیرین یزدان‌بخش: مادر بودن را در فیلم‌ها تجربه کردم

این روز‌ها صحبت از اکران فیلم سینمایی «آشغال‌های دوست‌داشتنی» اصل است. نسخه اول این فیلم به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی محسن امیریوسفی، سال ۱۳۹۱ ساخته شد. این فیلم که درباره حوادث بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ است در اواخر بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ موفق به دریافت مجوز اکران شد و مورد استقبال عموم قرار گرفت. البته جالب است بدانید که در دی‌ماه امسال مشخص شد که بهروز وثوقی در نسخه اصلی این فیلم بازی کرده و دلیل توقیف هفت‌ساله فیلم حضور او بوده است. حالا از گوشه و کنار خبر‌هایی ضدونقیض از اکران خاص نسخه اصلی این فیلم با بازی وثوقی هم به گوش می‌رسد. در این فیلم شیرین یزدان‌بخش با دخترخاله میانسالش (سیما) در یک خانه قدیمی زندگی می‌کند.

شیرین یزدان‌بخش: مادر بودن را در فیلم‌ها تجربه کردم

در بخش‌های زیادی از این فیلم یزدان‌بخش باید با قاب‌های عکسی که در خانه دارد صبحت کند و این کار برای خودش هم چندان ساده نبوده و می‌گوید: «بازی در فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی از همه نقش‌هایی که بازی کرده‌ام سخت‌تر بود، چون در اینجا کسی مقابل من بازی نمی‌کرد و من مجبور بودم اغلب دیالوگ‌هایم را با قاب‌های عکس خالی بازی کنم و از آن‌ها حسی نمی‌گرفتم. این، کار ساده‌ای نیست. من معتقدم من کاره‌ای نبودم و همه این‌ها نتیجه تلاش کارگردان فیلم، آقای امیریوسفی عزیز بود که لحظه به لحظه مرا همراهی و راهنمایی می‌کرد. بعد‌ها گروه تدوین بخش‌هایی از بازی کسانی که نقش همسر، فرزندان و برادر مرا داشتند به فیلم اضافه کردند. ناگفته نماند وقتی پایان کار و خروجی را دیدم واقعا خستگی از تنم بیرون رفت. بازخورد خوب و استقبال مردم هم برای من ارزشمند بود».

از راه رسیده سیمرغ می‌گیرد

شیرین یزدان‌بخش: مادر بودن را در فیلم‌ها تجربه کردم

شانس است دیگر! گاهی در سن کودکی و نوجوانی در خانه را می‌زند و گاهی هم در سال‌هایی که عمری از آدم گذشته است. او با نخستین حضورش در سینما، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم لطفاً مزاحم نشوید می‌شود. اما خودش خیلی ذوق و شوقی برای این جایزه ندارد و می‌گوید: «دخترم هر چیزی سن خودش را دارد. من هم در دوران کارمندی به‌دنبال ارتقای شغلی بودم و این مهم‌ترین چیز در آن روز‌ها برای من بود.

اما از گرفتن سیمرغ خوشحال شدم، ولی نه به اندازه دیگر برنده‌های جشنواره. خودم دوست داشتم خانم سلیمه رنگزن بازیگر فیلم «عصر روز دهم» برنده جایزه شود، چون بازی او در فیلم «عروس آتش» را بسیار دوست داشتم. من همینطوری نشسته بودم و آماده تشویق فرد برنده بودم که ناگهان اسم مرا صدا زدند. به هر ترتیبی بود، رفتم بالا و سیمرغم را گرفتم».

پرکار در سینما

شیرین یزدان‌بخش: مادر بودن را در فیلم‌ها تجربه کردم

شیرین یزدان‌بخش فقط فیلم سینمایی بازی می‌کند و خودش می‌گوید که پیشنهاد‌های زیادی دارد، اما در این سن و سال توانایی بازی طولانی و حضور در مجموعه‌های مختلف را ندارد؛ و تقریبا هر سال دست پر به جشنواره فیلم فجر آمده و هر بار جلوه‌ای دیگر از مهربانی و ایثار مادر‌های ایرانی را به تصویر کشیده است. از فیلم‌های سینمایی که او در آن نقش‌آفرینی کرده است می‌توان به «هزارتو»، «غلامرضا تختی»، «به وقت خماری»، «جاده قدیم»، «لس آنجلس تهران»، «سارا و آیدا»، «آااادت نمی‌کنیم»، «آبجی»، «ابد و یک روز»، «یک روز به‌خصوص»، «وارونگی»، «بهمن»، «نزدیکتر»، «ملبورن»، «برف»، آشغال‌های دوست‌داشتنی، «استرداد»، بوسیدن روی ماه، «برف روی کاج‌ها»، «جدایی نادر از سیمین» و «لطفاً مزاحم نشوید» اشاره کرد.

بانوی پر افتخار

گرچه دیر به دنیای بازیگری دعوت شده، اما جوایز و افتخارات هنری‌اش کم نیست. او در بیست و یکمین جشن سینمای ایران برای بازی در فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن شد. در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر هم برای هنرنمایی در «ابد و یک روز» نامزد بهترین بازیگر نقش دوم زن شد.

برای بازی در فیلم «بوسیدن روی‌ماه» در سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر هم نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن شد. همچنین برای همین فیلم در بخش جلوه‌گاه شرق جشنواره سینما آسیا دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول را گرفت. اما بهترین جایزه‌اش همان سیمرغی بود که برای بازی در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» به‌عنوان بهترین بازیگر نقش دوم زن از بیست‌وهشتمین دوره جشنواره فیلم فجر گرفت.

لینک منبع: شیرین یزدان‌بخش؛ مادری که فرزند ندارد – نیوز

https://www.news.ir/365758/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%9B-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/

اخبار فرهنگی

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی؛ ما به خودمون مربوطیم! – نیوز



بازتاب خبر news.ir

برترین‌ها: در روزگاری که جامعه مجازی و شبکه‌های اجتماعی یکی از ارکان اصلی ارتباط افراد با یکدیگر شده است، ستارگان و چهره‌ها نیز این صفحات را برای ارتباط بهتر با مردم انتخاب کرده‌اند و با داشتن صفحه در شبکه‌های اجتماعی قصد در ارتباط مستمر و دو‌طرفه با مردم دارند. این مطلب با گزیده‌ای از این تصاویر در خدمت شماست.

فکر کنم نوید محمدزاده از سکانس سینما رفتن فیلم «عصبانی نیستم»، یه همچین حرکتی روی دلش مونده بود که اینجا اجرا کرد!


اگه می‌خوای کامنت‌ها رو ببندی، یعنی ترجیح میدی نظر دیگران رو نشنوی؛ خب دیگه توضیح دادنت برای چیه؟!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


دیالوگ فیلم یا حرف دل؛ مسئله این است!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


تصویری از بهرام رادان که بدون توضیحی توی اینستاگرامش به اشتراک گذاشته.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


سام درخشانی هم زیر این عکسش، یه توضیح بلند بالا درمورد فیلم‌هایی که دیده، گذاشته که جا نشد توی عکس؛ اگه علاقمندین، به صفحه‌ش مراجعه کنین!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


پیمان معادی هم که سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فجر رو گرفت، این پست رو به اشتراک گذاشت.

پ. ن: فقط ما آخرش نفهمیدیم که معادی، اونجوری که به مردم گفت بخاطر وقایع اخیر، جشنواره رو تحریم کرده یا اونجوری که به دوستان جشنواره‌ایش گفت، بخاطر فیلمبرداری فیلم خارجیش نتونسته بیاد؟!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


باز هم جشنواره تموم شد و اظهار تعجب و گله‌گذاری‌ها و صحبت درباره باندبازی‌ها شروع شد!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


ما هم باید اعتراف کنیم که واقعا رسیدن از همچوووون فیلم‌هایی به همچیییین جایگاهی، واقعا تعجب داره و کار هرکسی نیست. راه راست، قشنگ پیچید جلوی پات!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


حامد بهداد در پشت‌صحنه فیلم سینمایی جدیدیش.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


نوشته شبنم مقدمی برای سالگرد پدر مرحومش.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


دیگه اشکان خطیبی از ایستادن کنار آقای مجری اینهمه ذوق‌زده‌ست، من اگه بودم جای این عکس باید ازم عکس بیمارستانی می‌گرفتن!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


خوبه که فکر می‌کنین! اما گاهی هم به پشت‌صحنه زحمت‌های فردوسی برای زبان فارسی فکر کنین، شاید از غلط املاییاتون کم شد و تن اون بنده خدا کمتر توی قبر ویبره رفت!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


اون توی آلمانه که بعدا وجود نداره، توی ایران، بعدا که هیچی، خود همین الان هم گشتم نبود، نگرد نیست!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


صابر ابر در پشت‌صحنه تئاتر.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


برای دخترت داری رژ می‌زنی، خودت چرا لب‌ها رو غنچه کردی؟!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


نگار جواهریان در فیلم سینمایی جدیدش، دوئت.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


پست عاشقانه برزو ارجمند برای همسرش.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


به‌نظرم از اینهمه سرخوشی خودته که بی‌اعصاب شده!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


دعای این روز‌های دنیا مدنی!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


نمی‌دونم چرا انگار سامان جون یه‌طوریه! یا به خودش افتخار نمی‌کنه، یا از اینکه بهش افتخار می‌کنی، افتخار نمی‌کنه یا دلایل دیگه داره که اینجا جای گفتنش نیست!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


زاویه مناسب صورت متین ستوده برای عکس رو متوجه شدین؟ یا توی عکس‌هاش بیشتر کج بشه؟!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


پیشنهاد می‌کنم که یکم اینستاگرام میلاد کیمرام رو بالا و پایین کنین تا اگه چند وقت دیگه دیدین که سخنران برنامه‌های انگیزشی شده، زیاد تعجب نکنین!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


خیلی دوست دارم یه بار الهه حصاری رو غافلگیر کنم و وقتی جلوی دوربین نیست، ببینمش تا بفهمم واقعا همیشه دهنش نیمه‌بازه یا داره مسخره‌بازی درمیاره؟!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


ترلان پروانه، داستان کوتاه دنباله‌داری (ظاهرا از خودش) توی اینستاگرام به اشتراک گذاشته.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


بازیگر‌های سریال مانکن، خودشون هم می‌دونن که جمع کردن اونمهمه داستان توی فقط یک قسمت، خیلی کار عجیبیه و قراره خوب از آب درنیاد، هی نظر مردم رو می‌پرسن تا اوضاع یکم تلطیف بشه!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


تصویری از بهاره کیان‌افشار در جشنواره فیلم فجر.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


تصویری از سانیا سالاری.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


قشنگ معلومه لیندا کیانی دیده سر مزار فروغ فرخزاد شلوغه، گفته دو دقیقه کنار وایسین، من یه کپشن خوب دارم، می‌خوام براش عکس بگیرم!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


پس لطفا از این به بعد، فیلم‌هاتون رو هم برای خودتون اکران کنین؛ اینستاگرامتون رو فقط برای دوستانتون باز بذارین و فرش‌قرمزهاتون رو هم فقط برای خودتون به نمایش بذارین!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


تصویری قدیمی از بازیگران سریال «سه دونگ، سه دونگ» روی جلد مجله ۷ روز زندگی.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


لیلا بلوکات، با این تصویر، عروسی خواهرش رو بهش تبریک گفته.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


بازی اون یکی لیلای سینما و تلویزیون در فیلم سینمایی «پسرکشی».

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


چرا اتفاقا؛ مطمئنم که آرزو‌های نوجوونا از تعداد انگشت‌های دست هم بیشتره، اما به قول رضا مارمولک، همه که امکانات فضانوردی ندارن!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


این جملات رو هممون باید به‌عنوان سرمشق، هر شب از روش بنویسیم!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


آخرش تموم میشه؛ هه هه هه! خواستم یکم از شوخی‌های لوس و بیمزه خود فرزاد فرزین توی سریالش تقلید کنم، ببینم چه حسی داره!

پیشنهاد می‌کنم شما امتحان نکنین!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


این هم پستی از سالروز چهل سالگی پرواز همای در اینستاگرامش.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


مثل همیشه!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


البته به‌نظرم این قانون که میگه «هرچی دیگران بدی کردن، تو خوبی کن» رو ظالم‌ها باب کردن که بتونن هی بدی کنن و کسی چیزی بهشون نگه!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


پست بابک جهانبخش، یک روز قبل از تولد پسرش، آرتا.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


روزی که بتونم به پدر و مادر‌ها بفهمونم، نه پیج ساختن برای بچه‌ای که جای حرف زدن، هنوز حباب از دهنش بیرون میده و چپ و راست حرف زدن از طرفش برای دیگران جالبه و نه به زور آوردنش پشت تلفن و مجبور کردن کسی که پشت خطه به حرف زدن باهاش، اون روز عید منه!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


فکر کنم، علی علیپور از دبستان به بعد دیگه خیلی دل به درس و مدرسه نداده که از دعا کردن، فقط همین جمله صف صبحگاهی رو یادشه!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


علیرضا بیرانوند، هفته پیش، مهمان برنامه دورهمی مهران مدیری بود.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


به عشق جایزه‌هایی که می‌گیری هم که باشه، ادامه‌داره، نگران نباش!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


ما که نفهمیدیم به کی گفت و چی گفت، اما در هر صورت انتظار داره که بسوزیم!

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


خاطره‌بازی حنیف عمران‌زاده با عکسی قدیمی از تقابل استقلال و پرسپولیس.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی


این هم از پستی که میلاد زکی‌پور، بازیکن استقلال، برای تشکر و قدردانی از دوست و هم‌تیمیش، علی کریمی منتشر کرده.

اینستاگرام سلبریتی‌های ایرانی

لینک منبع: چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی؛ ما به خودمون مربوطیم! – نیوز

https://www.news.ir/365709/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%9B-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88/

اخبار فرهنگی

نامزد های اسکار ۲۰۲۰ و ۲۵ حقیقت خواندنی وجالب درباره‌ی آن ها_نیوز



بازتاب خبر news.ir

نامزد های اسکار حقایق خواندنی درباره ‌‌ی‌‌ آن ها

۱. سرشا رونان زمانی که برای «لیدی برد» تبلیغ می‌کردند، شنید که گرتا گرویگ قصد دارد «زنان کوچک» را کارگردانی کند، همان موقع فوراً به او گفت: «من باید جو باشم.»


زنان کوچک

۲. هر کدام از خواهران مارچ در «زنان کوچک» یک پالت رنگ اصلی دارند: مگ سبز و بنفش اسطوخودوسی، بت قهوه‌ای و صورتی، ایمی آبی روشن و جو قرمز و نیلی تیره است.

جکلین دورن، طراح لباس این فیلم گفته: «در واقع رنگ‌ها را از روی دفترچه‌هایی که مارمی به دختر‌ها می‌دهد، انتخاب کردیم و بعد بنفش اسطوخودوس را هم برای مگ اضافه کردیم.»

اسکار


۳. در همین فیلم، جو و لوری مرتب جلیقه‌هایشان را با هم عوض می‌کنند؛ گرتا گفته که این کار نمادی از این حقیقت است که آن‌ها نیمه‌ی دیگر هم هستند. جکلین به همراه سرشا و تیموتی به این ایده رسیدند.


سخنرانی طولانی ایمی

۴. گرتا گرویگ سخنرانی طولانی ایمی در مورد ازدواج را دقیقاً روزی که این صحنه را فیلمبرداری می‌کردند، برای فلورنس پیو نوشت؛ در واقع مریل استریپ گرتا را تشویق به این کار کرد.

فلورنس به هالیوود ریپورتر توضیح داده که مریل به گرتا توضیح داد که چرا «زنان کوچک» هنوز هم مهم است و به او اصرار کرد که به مخاطب بفهماند که زن بودن در آن زمان، چطور بوده.


انگل

۵. در فیلم «انگل»، برای این که محله به اندازه‌ی کافی زیر آب برود، صحنه را بالای یک مخزن بزرگ آب ساختند. بونگ جون هو در مورد این صحنه گفته که آن‌ها به خانه‌هایی رفتند که صاحبانشان رهایشان کرده بودند و وسایل، درها، پنجره‌ها و بشقاب‌های آن‌ها را برداشتند تا از همان‌ها در فیلم استفاده کنند.


جسیکا، ایلینویز، شیکاگو

۶. ملودی “جسیکا، ایلینویز، شیکاگو” در فیلم «انگل» در حقیقت ترانه‌ی معروفی است که در مدارس کره استفاده می‌شود تا بچه‌ها مطالب را بهتر به ذهن بسپارند.


خانواده‌ی پارک

۷. طبقه‌ی دوم خانه‌ی خانواده‌ی پارک با استفاده از پرده‌ی سبز/ آبی و طبقه‌ی دوم آن در یک زمین خالی در شهر جئونجو ساخته شد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


مرد ایرلندی

۸. رابرت دنیرو کتاب «شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی» نوشته‌ی چارلز برنت، یعنی همان کتابی که «مرد ایرلندی» بر اساس آن ساخته شده، را اولین بار در سال ۲۰۰۶، زمانی که در حال ساخت فیلم «چوپان خوب» بود، خواند و بعد فوراً آن را به مارتین اسکورسیزی داد. اسکوسیزی به مجله‌ی انترتینمنت ویکلی گفته که آن‌ها نزدیک به ده سال تلاش کردند تا این فیلم را بسازند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


نقش راسل بافالینو

۹. جو پشی قبل از این که تصمیم بگیرد نقش راسل بافالینو را در این فیلم قبول کند، ۵۰ بار ردش کرده بود. اسکورسیزی توضیح داده که پشی زمانی حس کرد این فیلم ارزش ساخته شدن را دارد که نتفلیکس تصمیم گرفت از پروژه حمایت کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


مرد ایرلندی

۱۰. فرایند جوان‌سازی استفاده شده در «مرد ایرلندی» آنقدر پیچیده بود که تیم جلوه‌های ویژه ۱۷۵۰ برداشت برای این فیلم انجام دادند، چیزی که معادل ساخت دو فیلم است. این تیم همچنین تجهیزات مخصوصی برای دوربین و تکنولوژی جدیدی برای تصویربرداری از دنیرو، پاچینو و پشی خلق کردند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


جوجو خرگوشه

۱۱. در اولین پیش‌نویش «جوجو خرگوشه» خبری از هیتلر به عنوان دوست خیالی جوجو نیست. تایکا وایتیتی کل فیلمنامه را در عرض چند هفته بازنویسی کرد و تصمیم گرفت آن را به کمدی تبدیل کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


قش آدولف هیتلر

۱۲. در واقع این تصمیم کمپانی فاکس سرچلایت بود که تایکا نقش آدولف هیتلر را در این فیلم بازی کند، چون آن‌ها عقیده داشتند این نقش بخصوص را باید کسی که خلقش کرده، بازی کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


رومن گریفین دیویس

۱۳. تایکا و مسئولین انتخاب بازیگر، پنج کشور را گشتند و بیشتر از ۱۰۰۰ تست بازیگری را دیدند تا توانستند رومن گریفین دیویس را برای نقش جوجو پیدا کنند. در واقع، رومن قبل از این که برای این فیلم تست بدهد، برای بازی در دیگر مدعی اسکار ۲۰۲۰ یعنی «فورد در برابر فراری» تست داده بود.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


جوکر

۱۴. هواکین فینکس قبل از شروع فیلمبرداری «جوکر»، حدود ۲۳ کیلو وزن کم کرد، چون به نظرش این کار به نشان دادن شکنندگی آرتور کمک می‌کرد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۵. او تا قبل از این که برای شروع فیلمبرداری به نیویورک برسد، فیلمنامه‌ی نهایی «جوکر» را نخواند. پیشنهاد داد صحنه‌ی رقصی هم به پایان داستان اضافه کنند و خبر نداشت که این صحنه از قبل نوشته شده.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۱۶. تاد فیلیپس بعد از پایان فیلمبرداری «جوکر»، دفتر یادداشت آرتور را پیش خودش نگه داشت. او به وبسایت کلایدر گفته که همیشه سعی می‌کند یکی از وسایل صحنه‌ی فیلمی را که می‌سازد، برای خودش نگه دارد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


فورد دربرابر فراری

۱۷. در «فورد دربرابر فراری» تمام ماشین‌های کلاسیک مخصوص این فیلم ساخته شده‌اند؛ کارگردان این فیلم، جیمز منگلد اصرار داشت تا جایی که ممکن است از تصاویر کامپیوتری کمتری استفاده کند.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


داستان ازدواج

۱۸. وقتی اسکارلت جوهانسون برای اولین بار فیلمنامه‌ی «داستان ازدواج» را خواند، صحنه‌ای که بیشتر از همه اشک او را درآورد، صحنه‌ی بستن بند کفش در پایان فیلم بود. او به وال استریت جورنال گفت که این صحنه بسیار ساده، اما فوق‌العاده احساس‌برانگیز بود.

>>>بیشتر بخوانید:

بزرگ‌ترین اسم‌هایی که در اسکار ۲۰۲۰ نادیده گرفته شدند

بازیگرانی که با کمتر از ۲۰ دقیقه بازی نامزد یا برنده اسکار شدند


۱۹. موقع فیلمبرداری صحنه‌ی دعوا بین چارلی و نیکول در «داستان ازدواج»، آدام درایور واقعاً به یک تکه چوب مشت زد. او بین برداشت‌ها، مجبور شده بود روی دستش یخ بگذارد.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۰. دین چارلز چپمن و جورج مکی، قبل از شروع فیلمبرداری «۱۹۱۷»، نزدیک یک سال وقت گذاشتند تا در نقش‌هایشان فرو روند.


۲۱. وقتی «۱۹۱۷» ادیت شد تا شبیه یک فیلم تک‌شات دربیاید، طولانی‌ترین برداشتی که در واقعیت اتفاق افتاده بود، نه دقیقه طول کشیده بود.


۲۲. سم مندس یک فیلمنامه‌ی ۴۵ صفحه‌ای برای «۱۹۱۷» نوشت که فقط شامل نقشه‌ها و نمودار‌هایی بود که جهت حرکت بازیگر‌ها و دوربین‌ها و جزئیات دیگر را نشان می‌داد.


۲۳. برد پیت و لئوناردو دیکاپریو در «روزی روزگاری در هالیوود» بداهه‌گویی‌های زیادی داشته‌اند. لئو به دِدلاین گفته که رابطه‌ی صمیمانه‌ی آن‌ها در صحنه، همان اول کار شکل گرفت.


۲۴. در یکی از نسخه‌های اولیه‌ی «روزی روزگاری در هالیوود» صحنه‌ای وجود دارد که چارلز منسون و کلیف بوث یک لحظه نگاهشان به هم می‌افتد، آن هم درست قبل از این که چارلز منسون به خانه‌ی شارون تیت و رومن پولانسکی برسد. کوئنتین تارانتینو درباره‌ی حذف این صحنه با امپایر صحبت کرده و گفته: «هنوز هم دارم فکر می‌کنم آیا کار درستی کرده‌ام یا نه.»

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید


۲۵. و در آخر این که کوئنتین تارانتینو چهار یا پنج سال قبل، به صحنه‌ی پایانی «روزی روزگاری در هالیوود» رسیده بود و همیشه می‌دانست که فیلم چطور باید تمام شود.

۲۵ حقیقت درباره‌ی نامزد‌های بهترین فیلم اسکار ۲۰۲۰ که احتمالاً نمی‌دانستید

منبع: buzzfeed

لینک منبع: نامزد های اسکار ۲۰۲۰ و ۲۵ حقیقت خواندنی وجالب درباره‌ی آن ها_نیوز

https://www.news.ir/365679/%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0/

اخبار فرهنگی